Archive for تاریخ جنبش کارگری و سندیکایی

مصاحبه با یارمحمد اکبری- وضعیت سندیکاهای کارگری 40 سال پس از انقلاب بهمن 1357

با توجه به اهمیت تحولات مهم ماه های اخیر در رابطه با اوجگیری مبارزات کارگران و زحمتکشان حول شعارهای مشخص و مطالبات برحق خود در رابطه با دستمزدهای پرداخت نشده، معوقه و شرایط محیط کار هیئت تحریریه اندیشه نو تصمیم به دعوت از برخی از کوشندگان سندیکایی در کشورمان برای گفتگو پیرامون چندین سوال مطرح در جامعه در رابطه با شرایط زندگی و مبارزه طبقه کارگر مطرح شده است . اندیشه نو از آقای یار محمد اکبری برای قبول دعوت ما و شرکت در این گفتگو در 40مین سالگرد انقلاب بهمن 1357 تشکر می کند.

یارمحمد اکبری برقکار صنعتی و شاغل در یکی از پروژه های ساختمانی در تهران از همان اوایل تشکیل سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران به آن پیوست و از کوشندگان مطرح سندیکا می باشند.
…بیشتر

مصاحبه با مازیار گیلانی نژاد- سرنوشت سندیکاهای کارگری 40 سال پس از انقلاب بهمن 1357

با توجه به اهمیت تحولات مهم ماه های اخیر در رابطه با اوجگیری مبارزات کارگران و زحمتکشان حول شعارهای مشخص و مطالبات برحق خود در رابطه با دستمزدهای پرداخت نشده، معوقه و شرایط محیط کار هیئت تحریریه اندیشه نو تصمیم به دعوت از برخی از کوشندگان سندیکایی در کشورمان برای گفتگو پیرامون چندین سوال مطرح در جامعه گرفت. اندیشه نو از آقای مازیار گیلانی نژاد برای قبول دعوت ما و شرکت در این گفتگو در 40مین سالگرد انقلاب بهمن 1357 تشکر می کند.

درود بر شما و سپاس به خاطر انجام این مصاحبه. می‌خواهم به مناسبت 40مین سال انقلاب مردمی و ضداستبدادی و ضدامپریالیستی بهمن 57، درود خود را بر تمام شهدای راه آزادی و عدالت اجتماعی نثار کنم، حتا آنانی که برای گشوده شدن این مسیر، یک لحظه مورد ظلم قرار گرفتند. …بیشتر

جنبش کارگری و خوانش اقتصاد سیاسی

درود بر شما رفقای ارجمند نشریه بی ج

خوشحالم که رشد خوبی را در کیفیت مطالب نشریه وزین شما شاهدم و به خود می بالم که از خوانندگان این نشریه هستم.

دوستان در نشریه شماره ٣ مطلبی دیدم از محققین خوب کشورمان آقای حسن مرتضوی و افشین شمس قهفرخی که در رابطه با خوانش اقتصاد سیاسی در سپهر مطالعاتی کشور، مطالبی را برای شما دوستان گرانقدر ارسال نموده بودند. با سپاس از ارج گذاری ایشان نسبت به این نشریه و تحقیق با ارزششان، لازم دانستم مطالبی را درتکمیل این تحقیق به عرض ایشان و شما دوستان برسانم. …بیشتر

کوشندگان کارگری را سر مشق خود قرار دهیم!

در کارگاه خیاطی آپولون مد، من وردست شلوار دوز بودم، واقع در پاساژ مرکزی. پاساژ مرکزی داخل خیابان اسلامبول، بین چهارراه لاله زار و چهارراه اسلامبول واقع شده، و از در جنوبی پاساژ به کوچه برلن راه دارد.بیش ازصد سال از عمرش می گذرد. آنزمان طبقه همکف پاساژ به جز یک رستوران بقیه عرق فروشی و طبقه بالا کلن خیاطی بود. پاساژ  شبیه یک خانه دوبلکس بزرگ بود، که یک رشته پله پهن از یک گوشه ساختمان، شمارا به طبقه بالا می برد. خیاط های پاساژ مرکزی خیاط های خوبی بودند، تابلوها همه اسم غربی داشتند، مثلن ” اوریانت ” کارفرمایش هم هوشنگ دراز. هوشنگ ازهمه معروفتر بود. شاپورحمیدرضا برادر شاه یکی از مشتریهای او بود. “آپولون مد”  کارفرمایش عباس قزوینی، یکی دیگر از کارفرماها بود و مغازه اش روبه روی اوریانت بود.  خیاطی ” واشنگتن ” محسن رشتی زاویه جنوبی پاساژ بود. مغازه و کارگاه های دیگر هم بود. یک در میان دفتر یا مغازه  و کارگاه بود. مغازه های خیاطی خیلی شیک و تمیز بودند. برعکس کارگاه ها  نمیشد  تمیز باشند، اطوها ذغالی و محل نگهداری ذغال جلوی کارگاه بود، و فعل وانفعال روشن و داغ نگاه داشتن اطو مانع میشد، کارگاه تمیزباشد. آن زمان حمام های عمومی  سر خیابان بود، و رفتن به حمام هفته ای  یک یا دو بار بود، خانه های کارگران حتا اقشار متوسط حمام نداشت،تابستانها وسیله خنک کننده کارگاه پنکه بود، و پنکه کارگاهها هم اکثرآ لنگ میزد، و سر و صدایش بیشتر از خنکی اش بود.

…بیشتر

سندیکاهای کارگری پیشتاز مبارزات آزادیخواهی

در سالهای فعالیتم در سندیکای فلزکارومکانیک بارها از من سوال شده که حدود فعالیت سندیکا چیست؟ و تاچه حد درگیر مسایل اجتماعی و سیاسی می شود؟ آیا مواضع فعلی سندیکای کارگران فلزکارومکانیک در عرصه های اجتماعی و اقتصادی، سیاسی، خارج از محدوده کار سندیکایی نیست؟ متاسفانه این سوال بیشتر از طرف کسانی عنوان می شود که نه تنها کار سندیکایی و اصول سندیکایی را نمی دانند بلکه حتا تاریخ جنبش سندیکایی راهم نخوانده اند.از طرفی بسیاری دیگر نیز سندیکاها را تشکلی بی خاصیت ،که از رشد آگاهی طبقاتی کارگران جلوگیری کرده و آنان را از داشتن اُفق دید محروم می کنند،نام برده اند. این دوستان معتقدند که سندیکاها چون در سیاست (البته آنطور که منظورآنان است) دخالت نمی کنند وفقط به مسایل اقتصادی می پردازند، در نتیجه کارگران سندیکایی از آن رشد یافتگی که نیازطبقاتی اشان است و از خصلت طبقاتی خود دور می شوند واز وظیفه اصلی خود که همانا تسخیر ماشین دولتی است در روز موعود پرهیز می کنند.

…بیشتر

مازیار گیلانی نژاد: به مناسبت زاد روز دانشمند طبقه کارگر ایران پرویز شهریاری

تغییر محیط ، تغییر انسان
 
انسان با تغییر محیط خود کمک می کند تا خود و انسانهای دیگر تغییر کنند. شاید در روند این تغییر او متوقف شود اما جامعه و به تبع آن مبارزه برای تغییر توقف ناپذیر است.
انسان با مبارزه برای تغییر محیط نه تنها اندیشه های خود را بسط می دهد بلکه این امکان را فراهم می آورد تا در بستری که می سازد دیگر انسانها و اندیشه ها قوام یافته و رشد کنند.
انسان با کشف آهن و درست کردن چرخ تغییر را به محیط خود تحمیل کرد. گاوآهن نان انسان را بیشتر کرد اما شمشیر جان انسانها را تهدید. آیا کشف آهن کار درستی بوده است؟

…بیشتر

کودتای ٢٨ مرداد و پیامدهای آن برای طبقه کارگر

کودتای ٢٨ مرداد توسط پلیدترین دشمنان ایران وپست ترین وشریرترین عوامل داخلی اش صورت گرفت و پیامدهای بسیارسنگین برای طبقه کارگر پدید آورد و بخشی ازدستاورد های این زحمتکشان که همانا آزادی، استقلال وعدالت اجتماعی بود، پایمال گردید. …بیشتر

اسناد سندیکای کارگران شرکت واحد

برای ملاحظه اسناد سندیکای کارگران شرکت واحد اینجا را کلیک کنید!

تاریخچه سندیکای کارگران شرکت واحداتوبوسرانی تهران وحومه – مازیار گیلانی نژاد

مقدمه

به مناسبت 61 یکمین سال تاسیس شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه تصمیم گرفتم تاریخچه سندیکای کارگران شرکت واحد را با بیش از 100 صفحه سند منتشر کنم.

اولين خط اتوبوسرانی تهران در 14 تير ماه سال 1335 با 80 دستگاه اتوبوس در مسير بازار تا فوزیه (ميدان امام حسين) در حضور نمايندگان مجلس شورای ملی وقت و تعدادی از وزیران افتتاح گرديد. …بیشتر

یاد محمد جانجانیان عضو هیات مدیره سندیکای کارگران بافنده سوزنی گرامی باد

محمد جان سلام،

خیلی ها فکر می کنند من چون با طرز فکر تو زاویه داشته ام پس دوستت ندارم. این درست نیست. از ابتدای سال ٥٧ بود که من با تو و دوستانت در سندیکای کارگران بافنده سوزنی از نزدیک صحبت کردم و شاید به قصد پیدا کردن راهکارهایی برای تهیج بیشتر کارگران برای مبارزه با بیدادگری شاه دور هم جمع شدیم. در آن جمع بعد از پیرمرد بزرگوار ( آقای طبرسی) این تو بودی که مسایل معقول تری پیشنهاد می کردی و من که توسط حسین درودیان از زندگی خصوصی و شخصیت  تو با اطلاع شده بودم وقتی شور و شوق تو را برای مبارزه در مسیر بهبود شرایط زندگی مردم دیدم ، علاقه بیشتری بهت پیدا کردم. البته تعصب عجیب و استدلال های تو برای توجیه برنامه حزب محبوبت از طرف من پذیرفتنی نبود. این تعصب که حتا انسان حاضر نشود در برنامه عملی آنهایی که دوستشان دارد لحظه ای فکر کند و یا کوچکترین شکی به خود راه بدهد، برایم تعجب آور بود. اما گذشت. ما سال ٥٧ را اغلب با کندی و تندی های نبرد مردم همراه بودیم. یادم هست روزی که قرار بود سندیکاها راهپیمایی مستقل داشته باشند مصادف شد با راهپیمایی هواداران بختیار. برای حل این مشکل که سلطنت طلب ها راهپیمایی را از همان جایی شروع می کنند که قرار بود سندیکاهای کارگری راهپیمایی داشته باشند یعنی میدان بهارستان ، چه بحث های تندی داشتیم. که برویم یا نه؟ که عاقبت تو گفتی که کارگرهای بافنده، خیاط، کفاش … و رشته های دیگر تولیدی و خدماتی الان توی خیابان هستند، حضور آنها پر جمعیت و متراکم خواهد شد و سلطنت طلب ها را جارو می کنند. ( نقل به مضمون)

…بیشتر