اعتصاب غذا و چگونگی آن در هلند

طبق موازین بین المللی برای اعتصاب غذا دو مسئله مهم مراعات می شود. 

یک: اعتصاب غذا کننده حق دارد یک نفر را بعنوان محرم سیاسی خود برای رهبری اعتصاب غذا انتخاب کند و تمامی حرفهای خود ازجمله وصیت خود را به او می گوید… و باهم قرار می گذارند که اگر بیهوش شد یا ذهنش خوب کار نکرد…  آن فرد چگونه تصمیم بگیرد… و کدام راه را انتخاب کند… در حقیقت مسئولیت رهبری اعتصاب غذا با اوست… این مسئولیت بسیار کار مشکلی است برای بیرون آمدن از تله ها و چاله های سیاسی و پزشکی و حقوقی که انسان در آن گیر می کند… علاوه برآن دولت فرد محرم را هم متهم می کند که اعتصاب غذا کننده را به تداوم مبارزه تشویق می کند تا بمیرند و لذا اگر آنها مردند تقصیر او است!  

مسئله دوم حق داشتن دکتر محرم است… دکتر حق ندارد بدون اجازه اعتصاب غذا کننده یا محرم سیاسی وضعیت پزشکی او را به کسی گزارش کند… اگر آنان تشخیص دادند که گزارش به نفع او تمام خواهد … گزارش پزشکی را در اطلاعیه خبری به رسانه ها می فرستند…  داشتن محرم سیاسی و محرم پزشکی بی نهایت مهم است… بویژه همکاری خوب آنها با اعتصاب غذا کننده می تواند در هر زمان لازم توجه رسانه های و توده ها را به اضطراری بودن موقعیت جلب کند و به حمایت توده ای دامن بزند…  یک نکته بسیار مهم که اغلب با دکترها مشکل پیدا می شود این است که وضعیت امروز بیمار را گزارش می کنند در حالیکه شاید محرم سیاسی از آنها خواسته باشد نظرشان در مورد شرایط احتمالی سه یا چهار روز آینده هم بنویسند… زیرا اطلاعیه خبریی که امروز منتشر می شود تا دولت تصمیم بگیرد سر میزمذاکره حاضر شود سه روز طول می کشد و دولت و جامعه باید بداند که سه روز دیگر بیمار در چه وضعیتی خواهد بود… تنظیم درست این مسائل با امانت داری و صداقت بی نهایت مشکل است

اعتصاب غذا کننده باید در دو فورم رسمی امضاء کند که چه کسی مسئولیت سیاسی اعتصاب غذا و چه کسی مسئولیت پزشکی او را بعهده دارد. هر دو برای اعتصاب غذا کننده مطلقا اختیاریست. یعنی اعتصاب غذا کننده می تواند پزشک دولت را رد کند و خودش پزشگ دیگری را انتخاب کند… اغلب برای پناهجویان این کار را می شود زیرا آنها شناخت درستی از پزشکان مجرب و شجاع ندارند… هر پزشکی نمی تواند این مسئولیت را درست به پیش ببرد… پزشکانی را دیده شده اند که برای مطرح کردن خودشان همه چیز را بدون مشورت با محرم سیاسی و خود اعتصاب غذا کننده به مسئولین دولتی و رسانه ها منتقل می کنند

اعتصاب غذا مطلقا برای خودکشی نیست… برای اعتراض به یک بی عدالتی بزرگ است… او به جسم خود به تدریج ضربه می زند تا جهان را از وجود یک بی عدالتی بزرگ آگاه کند… به همین دلیل هنوز هم فکر می شودکه باید چند نفر که از نظر فکری و مبارزاتی به او نزدیکترهستند ، دست بکار شوند و در موارد بالا از طرف او با گروه های اجتماعی و رسانه ها صحبت کنند و این کار را به سرانجام خوبی برسانند و از مرگ ناخواسته او جلوگیری کنند… 

بعد از مرحله ای حتی اگر او زنده بماند برای ابد ضربات جبران ناپذیری به خودزده است… و نباید گذاشت کار به این مرحله برسد…. 

Jafar Azimzadeh 60days

در هلند بارها در چنین شرایط سختی اتفاق افتاده است .

5 نفر از شهروندان کردستان عراق اعتصاب غذا کرده بودند و نه دولت عقب نشینی می کرد و نه اینها… حتی در روزنامه ها برای اولین بار نوشتند که در کشور هلند ممکن است یک نفر به علت اعتصاب غذا بمیرد و دولت در این باره مسئولیت نمی پذیرد… “هیچ دولتی به شانتاژ عده ای سر خم نمی کند…”

مبارزان همواره در جواب این استدلال دولت میگویند:  شانتاژ واقعی و موثر را دولت می کند نه اعتصاب غذا کننده، زیرا دولت باید همیشه آماده شنیدن منطق طرف مقابل باشد… اگر نخواهد به طرف مقابل گوش کند و آگاهانه جان او را بخطر بینداز مسئول جان اوست… یک یا چند نفر اعتصاب غذا کننده نمی توانند دولتی را شانتاژ کنند حداکثر چیزی که آنها می خواهند توجه جدی به خواستهای آنهاست…

سرانجام محرم سیاسی برای تداوم مبارزه و بدست آوردن وقت برای مذاکره و بده بستان با دولت،  اعتصاب کنندگان را بعداز 50 روز قانع کردی که تنها برای صبحانه آب میوه بخورند تا آنها وقت داشته باشند با دولت صحبت کنند. در مجموع اعتصاب غذای آنها 95 روز طول کشید.  سرانجام با حمایت رئیس اتحادیه کارگران هلند و چند شهردار و نماینده مجلس آنها اعتصاب غذای خود را متوقف کردند ولی یکی از آنها به میزان زیادی حافظه و قدرت شنوایی و بینانی خود را از دست داد… 

افرادی که بیش از 40 روز اعتصاب غذا می کنند شدیدا روی هدف خود متمرکز شده اند و هیچ چیز دیگر را نمی بینند.  بقول معروف می گویند آنها دیدگاه نگاه کردن از تونل را پیدا می کنند و همه مسائل را نمی بینند.  به همین دلیل قانع کردن آنها به راه دیگر مشکل است ولی غیرممکن نیست.  این تلاش ها را باید ادامه داد تا او سرانجام راه درست را انتخاب کند.

مرگ او نمی تواند بیش از زنده ماندن و تداوم مبارزه او به هدفش خدمت کند.

کاری از بخش آموزشی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک

Share on Google+Share on Facebook