از مبارزه دست نخواهیم کشید!

٤١ تن از کارگران فولاد اهواز به دادگاه احضار شدند. اینان کارگرانی هستند که به خصوصی سازی رانتخورانه، عقب افتادن دستمزدها و بسته شدن کارخانه اشان اعتراض کرده بودند. همچنین ٩ تن از کارگران هفت تپه به ٨ ماه حبس و ٣٠ ضربه شلاق محکوم شدند. اینان نیز به فروش کارخانه آن هم بدون ضابطه و غیرکارشناسی و عقب افتادن دستمزدهایشان معترض بودند.

این جدای از احکام سنگین صادره برای اسماعیل بخشی و علی نجاتی و جوانان دوستدار طبقه کارگر است که به بیش از ١١٠ سال زندان محکوم شدند و کارگرانی که در اول ماه مه امسال در تظاهرات روبروی مجلس دستگیر شده و آواره دادگاهها هستند.

هم زمانی کوفتن بر طبل مبارزه با فساد و فراگیرتر شدن فساد در بین مسوولین، با این احکامی که برای کارگران صادر می شود چیست؟؟ کارگرانی که برای باز نگه داشتن صنایع کشور و افشای رانتخواری مافیا قد علم کرده اند و باید « دستشان را بوسید » به شلاق و زندان های ١٨ ساله باید محکوم شوند؟ پیام این احکام برای کارگران چیست؟ جز اینکه حقوق عقب افتاده خود را طلب نکنید و گرسنگی بکشید تا در لواسان کاخ ها سر به فلک بکشد؟ جز اینکه مافیا باید صنایع کشور را ورشکسته کند تا آقازاده ها با خیالی آسوده به دلالی بپردازند و پورشه سوار شوند و کارگر هم حق اعتراض نداشته باشد و اگر اعتصاب کرد و معترض شد به ١٨ سال زندان محکوم شود؟

در احکام صادره برای کارگران و دوستدار طبقه کارگر قید شده است «اقدام علیه امنیت و تبلیغ علیه نظام» افشای غارتگران و به خطر انداختن امنیت مافیا و دزدی هایشان از کی تبلیغ علیه نظام شده است؟ آیا اسد بیگی ها نظام تلقی شده اند؟ فریاد کار، نان و قطع دست اختلاسگران امنیت چه کسانی را به مخاطره انداخته است؟

به نظر ما امنیت ملی رفاه کارگران است و توزیع درست ثروت، نه آقازاده های تن پرور. امنیت ملی ما هستیم که سینه امان سپر هر متجاوزی به خاک و عدالت انسانی است. امنیت ملی نان سر سفره هاست. امنیت ملی دربند کردن اختلاسگران است. امنیت ملی نبود کودکان کار و زن تن فروش است.

آقایان مسوولین، مبارزه باندی با فساد و مافیا کارساز نیست، باید زبان افشاگر کارگران را رساتر کرد. ریشه فساد در پنهان کاری و تاریکخانه هایی است که سندیکاهای کارگری برای شفافیت این تاریکخانه ها نورافکن اتحاد و اعتصاب را در دست گرفته اند. نپرداختن حقوق چند ماهه کارگران جز با همدستی مسوولین قانون گریز امکان پذیر نمی باشد.

اگر اسماعیل عبدی ها آزاد باشند مدرسه ها خصوصی نخواهد شد و آموزش رایگان همه گیر خواهد بود و آموزگاران از زندگی خوبی برخوردار خواهند شد. اسماعیل بخشی ها جز مبارزه با فساد و رفاه کارگر چیز دیگری نمی خواهند. کارگران هپکو و فولاد اهواز، آذرآب، ذوب آهن، ایران خودرو، صنایع نفت و پتروشیمی آیا خواسته ای جز توقف فروش کارخانه هایشان و قطع دست رانتخوران مافیایی دارند؟ بازنشستگانی که با سالها مرارت اندوخته ای گرد آورده اند تا سر پیری زندگی بی دغدغه داشته باشند باید معترض فروش اموالشان به دست مسوولین ناکارآمد باشند تا بانک رفاه شان را نفروشند.

این سیستم فساد پرور باید تغییر کند. کارگران از حق انسانی خود و منافع ملی اشان نخواهند گذشت و برای این پیکار ١٨ سال که هیچ، از بذل جان و جوانی اشان نیز دریغ نخواهند ورزید. برادران و خواهران کنشگر ما باید آزاد شوند تا جامعه روی سعادت ببیند.

تا پای جان از دوستان دربندمان حمایت کرده و مبارزه را ادامه خواهیم داد.

از فدراسیون جهانی ایندستریال می خواهیم با تمام توان همراه ما و یاران دربندمان باشند.

سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران

١٧/٦/١٣٩٨