هفتادسال مبارزات سندیکایی کارگران فلزکارمکانیک

با ترویج افکار آزادیخواهانه از دوران امیرکبیر و آمدن صنعت نوین در دوره عباس میرزا و تولد اولین هسته های کارگری درایران ، ضرورت داشتن سازمان های کارگری به تدریج احساس شد. با تشکیل نخستین اتحادیه کارگری ایران به سال 1285،درچاپخانه کوچکی در خیابان ناصریه تهران توسط محمد پروانه، کارگر چاپ و انتشار نخستین روزنامه کارگری در سال 1289 بنام اتفاق کارگران، پراکندن افکار کارگری آغاز گشت.با بازگشت محمد دهگان در سال  1290 و دیگر کوشندگان کارگری از روسیه به ایران، کادرهای لازم برای تشکیل اتحادیه ملی کارگران چاپخانه های سراسر ایران و سپس در پایان سال1297 تشکیل شورای اتحادیه های کارگری تهران به مدیریت محمد دهگان امکان اجرایی شدن پیدا کردند. اتحادیه های کارگری تهران در سال 1301بیش از 8000عضو رسمی داشتند. با فرار رضا خان  در شهریور 1320 و گردهمایی فعالان قدیمی اتحادیه های کارگری ، احیای اتحادیه های کارگری آغاز شد. با فعالیت شبانه روزی این کارگران در11 اردیبهشت ماه سال 1323،با متحد گشتن چهار اتحادیه قدرتمند آن زمان ” اتحادیه مرکزی کارگران”، اتحادیه کارگران و برزگران”، ” اتحادیه کارگران راه آهن” و اتحادیه زحمتکشان ایران و چند اتحادیه کارگری دیگر ” شورای متحده مرکزی کارگران و زحمتکشان ایران” را بوجودآوردند.

دربهار1323 با تلاش شورای متحده و کارگران مکانیک و تراشکار ارمنی اتحادیه کارگران مکانیک اتومبیل تهران شکل گرفت. متاسفانه از فعالیت های این اتحادیه اطلاعات کمی در دست داریم . بعدازغيرقانونی شدن شورای متحده دربهمن سال 1327 اتحادیه کارگران مكانيك اتومبیل نيزبطورغيرعلنی وتوسط آقای بهاری كه كارگر آهنگر و رابط بين اتحادیه و شورای متحده بود، به كارسنديكايی خود ادامه می داد. جلسات اين گروه از كارگران با هماهنگی شورای متحده مرکزی برنامه ريزی شده و توسط مسوول مربوطه انجام می پذيرفت. در سال‌های 1330 به بعد كه كمی اوضاع سياسی بهتر شد كارگران اتحادیه مكانيك اتومبیل در خيابان منوچهری روبه‌روی سفارت انگليس در پاساژی اجتماعات و يا در قهوه خانه ای جنب اين پاساژ جلسات و گردهمايی‌های خود را برگزار می كردند.از كارگاههای مهم تراشكاری آن زمان كه فعالان و رهبران اتحادیه كارگران مكانيك رااز دل خودبيرون می داد، كارگاه تراشكاری بندار واقع در جنب ميدان قزوين بود.كارگران تراشكاری بندار ازاعضای اصلی و فعال اين اتحادیه به شمار ميرفتند. درسال 1331 درلاله‌زار پایين تر از كوچه برلن سمت راست در پاساژی اتحادیه کارگران مكانيك اتومبیل و شورای متحده دفتری جهت پيگيری مطالبات كارگران و امور سنديكا در طبقه دوم اجاره کرده بودند كه آقای رحيم نوری به عنوان كادر حقوق بگير شورا به امور سنديكایی می پرداخت.رحيم نوری آهنگرماشين بود، كه شاگرد مكانيك‌ها و ديگر كارگران گاراژ را به اتحادیه  مربوط می ساخت. آقای کلانکی يكی از همين شاگرد مكانيك‌ها بود که در دهه چهل موسس و ریيس سنديكای كارگران كارخانه بتون باتيمان و بعد از انقلاب از اعضای هيات مديره سنديكای كارگران فلزكارمكانيك می شود. لازم به ذكر است در سال هايی كه هنوز وزارت كار تأسيس نشده بود،‌ يكی از مهمترين كارهايی كه شورای متحده به نيابت از طرف كارگران انجام می داد رفع اختلافات ما بين كارگران و كارفرما بود كه به طور ريش سفيدی انجام می گرفت. آقای بهاری يكی از افراد برگزيده شورای متحده جهت مذاكره با كارفرمايان بود. بعد از کودتای 28 مرداد آقای کریمی از اعضای هیات مدیره اتحادیه کارگران مکانیک اتومبیل دستگیر و تا سال1335 در زندان تیپ 2 زرهی زندانی بود.از ديگر فعالان اتحادیه كارگران مكانيك اتومبیل می توان به اين افراد اشاره كرد: 1- روبن ناواراستپانيان کارگر باتری ساز کنار میدان بار فروش انبار غله خیابان ری  2- آرسن آوانسيان 3- حسين رامين، ريخته گر 4- عزيز داوری، آهنگر 5- سمباد ،باطری ساز خيابان تخت جمشيد روبه‌روی حضرت القدس نام برد،كه حتا بعد از كودتای 28 مرداد هنوز هم فعال بودند. از فعالیت های اتحادیه کارگران مکانیک اتومبیل می توان همگامی در به تصویب رساندن اولین قانون کار و تامین اجتماعی و پرورش کادرهای لازم برای جنبش سندیکایی نام برد.

پس از كودتای28 مرداد 1332 و در پی سركوب‌های وحشت بار، گروهی از كارگران فلزكار و مكانيك با انگيزه دفاع از تعطيلی جمعه در حوالی ميدان قزوين و خيابان مخصوص در قهوه خانه ها گرد هم می آمدند. به رغم آنكه مطابق قانون ، جمعه روز تعطيل و دارای مزد بود اما كارفرمايان با استفاده از فضای وحشت بار پس از كودتا، روز جمعه را روز كار اعلام كرده و كارگران را وادار به انجام كار در اين روز می كردند. دفاع از تعطيل كار در روز جمعه انگيزه قوی در بين كارگران فلزكار و مكانيك برای اجتماع در مكان های همچون قهوه خانه بود. اين دسته از كارگران با مسائل صنفی آشنا بودند و ضمن آن به دليل شناخت از وضع موجود و ماهيت كودتاگران تا حدودی از بيان مشخص شعارهای اساسی‌تر بيم داشتند اما نسبت به مسایل صنفی نمی توانستند بی تفاوت باشند.اين شيوه گردهمایی در قهوه خانه ها قريب يك سال و نيم ادامه داشت و در عين حال طی اين سال ها جمع كارگران فلز كار و مكانيك گسترش می يافت.اين جمع شامل مكانيك ها ، آهنگران ، تراشكارها‌ ، جوشكارها و تعميركارانی بود كه در خيابان قزوين و گاراژهای واقع در آن منطقه شاغل بودند و با فلزات و كار روی فلز شناخته می شدند و درست به همين دليل پس از تشكيل هيات موسس ، سنديكای آنان به عنوان سنديكای كارگران فلزكارومكانيك شناخته شد.از سرشناس ترين كارگران سازمانده اين جمع مي توان از محمد ابراهيم سمرقندی كارگر مكانيك پمپ های انژكتوری، ناصر کابلی وجلیل انفرادی وحسین نصیری وعبدالکریم غضنفری و ابراهيم آلوچه ای كارگر تراشكار نام برد.

اولين مجمع عمومي كارگران فلزكارومكانيك با حضور بيش از 180 كارگر اواخر سال 1336 برگزار و طی آن 15 نفر به عنوان نمايندگان كارگران در سنديكا برگزيده شدند. ابراهيم آلوچه ای بيشترين آرای انتخاب كنندگان را كسب می كند. متخبين كارگران در سنديكا عبارت بودند از داود شعاعی ،‌ غلامحسين نصيری ، ناصر گارسچی ، امير رضايی ، مصطفا مراد ، قاسم خوشبخت ، مرتضا فخار ، عيسا قاقازانی ، ابراهيم سمنانی و ناصر مقدم كه از بين اين افراد ابراهيم سمنانی مسوول تشكيلات، قاسم خوشبخت مسوول مالی، مرتضا فخار مسوول تبليغات و عيسا قاقازاني به عنوان ریيس برگزيده می شوند. ناصر گارسچی با سمت بازرس تشكيلات و يكی از اعضای برجسته و فعال سنديكا به شمارمی رفت، که در 22 بهمن سال 57 به هنگام تصرف کلانتری منطقه دونیروی هوایی به شهادت رسید.ناصرگارسچی ازسازندگان اصلی پناهگاه کارگر بر فراز قله توچال و مربی کوهنوردی بود. یکی دیگر از اعضای سندیکای کارگران فلزکارومکانیک،صابرمحمدزاده کارگرتراشکار بود . وی درسال 1346 بدلیل فعالیت های کارگری واجتماعی دستگیر و در سال 1357 به همت زحمتکشان آزادشد.

اساسنامه سنديكای كارگران فلزكارمكانيك در دوازده فصل مشتمل بر 88 ماده به تصويب مجمع عموم می رسد و اسامی منتخبين به همراه مدارك جهت ثبت سنديكا به وزارت كار ارسال می گردد كه در تاريخ 29/3/1339 پس از سه سال گواهی نامه ثبت سنديكای كارگران فلزكارمكانيك تهران و حومه طی شماره 34 در اداره كل كار استان تهران به ثبت رسيده است. اما از زمان تشكيل سنديكا تا به ثبت رسيدن آن توسط اداره كل كار استان تهران سنديكا بی وقفه به فعاليت خود ادامه می دهد.ازجمله شرکت درجلسات کارگری مانند جلسه درسینما پلازادرسال 1337 ،کمک به اعتصاب کارگران کوره پزخانه ها، فعالیت درتهیه طومارجهت تاسیس بانک رفاه کارگران با دیگر فعالین سندیکایی که نماینده کارگران فلزکارمکانیک ناصرکابلی و جلیل انفرادی وحسین نصیری وعبدالکریم غضنفری بودند. دعوت ازسندیکاهای شرکت واحد، آرایشگران،قندریز،گرمابه هاجهت بحث و تبادل نظر درمورد مسایل کارگری به امضای جلیل انفرادی،عبدالکریم غضنفری، ناصرکابلی که به دستگیری همه افرادحاضر در جلسه در سال 1338 منجرمی شود.شرکت درمراسم چهلم کشته شدگان معدن شمشک ناصرکابلی، حسین نصیری، عبدالکریم غضنفری،جلیل انفرادی درسال 1339 به نمایندگی از سندیکای کارگران فلزکار مکانیک شرکت کردند.

دردهه چهل سندیکای کارگران فلزکارومکانیک با به هم پیوستن همه فعالین سندیکایی فلزکار و مکانیک و گسترش نفوذ خود به کارخانه هایی چون لیلاندموتورز،پارس آمریکا، ارج، لوله سازی و کارگاههای قطعه سازی همچون بندار که خاستگاه سندیکای کارگران فلزکارمکانیک بود، قدرتمندی روزافزونی یافت. با عضویت محمدحسین  خوان یغما،کارگر سوهان کار کارخانه پارس آمریکا ،ویکی از فعالان قدیمی شورای متحده به این سندیکا که با تلاش جلیل انفرادی و هدایت اله معلم  صورت گرفت.فعالیت های سندیکای کارگران فلزکارومکانیک رنگی دیگر به خود گرفت. فعالیت و خوش فکری محمدحسین خوان یغما وعضویت در هیات مدیره سندیکا باعث فعال شدن بخش ورزشی سندیکای فلزکار ومکانیک،در بخش های کوهنوردی و فوتبال گردید. خدماتی که این سندیکا در اواسط دهه چهل بخصوص در عرصه کوهنوردی بجا گذاشت غیرقابل کتمان است. یکی از مهمترین این تلاش ها برپایی وساخت پناهگاه قله توچال بنام پناهگاه کارگر بوده است که با سخت کوشی گروه کوهنوردی سندیکای کارگران فلزکارومکانیک احداث شد و هنوز بربام تهران خودنمایی میکند.

بعداز انقلاب سفید ، از نمایندگان کارگری کارخانه هادعوت می شود که به دیدار شاه برای به اصطلاح سپاسگزاری از بوجود آوردن انقلاب سفید شاه و مردم ،بروند.نماینده وزارت کارازخوان یغما که نماینده کارگران کارخانه پارس آمریکا بود، می خواهد که به این  دیداربرود.او با حضور در هیات مدیره و پس از مشورت با اعضای هیات مدیره تصمیم می گیرد به این شرفیابی !! برود.در روز موعود و از لحظه ورود به کاخ شاه ناهماهنگی و بی ارزش بودن این ملاقات به چشم می خورد، به صورتی که حتا آبخوری و یا وسایل خوردن آب برای کارگران دیدارکننده فراهم نشده بود و کارگران از شیلنگ های آب باغچه های کاخ، تشنگی خود را رفع می کردند و یا در هنگام حضور ،شاه با شعبان جعفری که به شعبان بی مخ معروف بود در حال گفتگو و خنده وارد سالن می شود و نمایندگان کارگری را به حضور می پذیرد. در یک دیدار رسمی، شاه ایران با رییس فاحشه خانه های تهران آنهم با خنده و گفتگو وارد سالن دیدار با کارگران می شود،که نشان دهنده بی ارزش بودن این ملاقات برای شاه بود و بسیار توهین آمیزبرای کارگران با شخصیتی همچون خوان یغما. پس از این ملاقات بود که به تمامی نمایندگان کارخانه ها توصیه می شود که برای انتخابات مجلس کاندیدا شوند وشاه اجازه داده که تعدادی از کارگران به مجلس راه پیدا کنند و به نام نمایندگان کارگری به مجلس بروند که خوان یغما درپاسخ می گوید که« آنها می خواهند ما را در کثافت ، همچون خودشان فرو کنند».

آلوده نشدن رهبران سندیکای کارگران فلزکارومکانیک به ترفندهای رژیم کارگر کُش و استقلال و پرورش کادرهای با شخصیت و برگزاری مرتب روزکارگر در محل سندیکا و سخنرانی اعضای هیات مدیره برای کارگران عضو ، سندیکای کارگران فلزکارمکانیک را از حالت یک سندیکای صرف بیرون آورد و از دل خود رهبران ممتازی را به جنبش آزادیخواهی و مردمی تقدیم کرد. روز کارگر 1344 که در آن اسکندر صادقی نژاد  عضو کوشای هیات مدیره سخنرانی کرد ،ماندنی شد. فردای آن روز اسکندر صادقی نژاد توسط ساواک دستگیر و به خاطر سخنرانی آتشین ش روانه زندان شد. ساواک و رژیم شاه در سندیکای کارگران فلزکارمکانیک تنها یک سندیکا را نمی دیدند بلکه مکانی برای پرورش استعدادهای رهبران کارگری را مشاهده می نمودند. پس از دستگیری جلیل انفرادی و اسکندر صادقی نژاداز اعضای هیات مدیره  سندیکای کارگران فلزکارمکانیک و سپس دستگیری صابرمحمد زاده و خلیل پرن و هدایت اله معلم در دهه پنجاه ،ساواک بارها به رهبران سندیکا هشدار داده بود که« اینجا سندیکا نیست کارخانه چریک سازی است»

در اوایل دهه پنجاه با پیوستن کارگران کارخانجات لیلاندموتورز ولوله سازی به سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ،سندیکا قدرتمند تر از همیشه شد. پیوستن کارگران لوله سازی با تلاش و همت خلیل پرن استاد کارحلبی ساز صورت گرفت.کارگران لوله سازی که فاقد امکانات اولیه ای همچون کمد لباس، صابون و سرویس بهداشتی، شیر، رستوران  ،سرویس،لباس کار ومهمتر از همه ایمنی کار،بودند با تبلیغاتی که از طرف خلیل پرن شد و آگاهی از مزایای داشتن سندیکا، بصورت دست جمعی به سندیکای کارگران فلزکارمکانیک پیوستند.در آن زمان سندیکا به ریاست هیات مدیره ای هدایت اله معلم و دبیری حسین نصیری فعالیت می کرد.

قدرتمندی سندیکای کارگران فلزکار و مکانیک در دهه پنجاه حاصل فعالیت کادرهای آگاه و فداکاری همچون خلیل پرن،حسن یادگاری ،ناصر گارسچی و رهبری کارگران هوشمندی همچون هدایت اله معلم وحسین نصیری،حسین خوان یغما بود.دستيابي به اين موقعيت ها مرهون صداقت، استقلال خواهی، تماس مستمر با كارگران از كارگاه های سه نفره تا كارخانجاتی نظير ليلاند موتورز،پارس آمریکا و لوله سازی و پرهيزاز ظاهرسازی و برخوردهای كليشه ای درسنديكای كارگران فلزكار مكانيك بود.سنديكای كارگران فلزكار مكانيك به دليل گستردگی و پراكندگی كارگران در سطح تهران و حومه فعاليت بسيار دشواری را پيش روداشت. مشكلات ناشی ازاين دوعامل همواره سنديكارا درمعرض خطرات جدی قرارمی داد.بنا به شناخت همين ويژگی از سوی رهبران سنديكايی كلاس های آموزشی كادر ايجاد شد و به تربيت نيروهايی كه بتوانند درگستردگی جغرافيايی تهران و پراكندگی و گوناگونی مشاغل مطابق اساسنامه و سنت های درست و اصولي سنديكايي اقدام كنند، پرداخت.

سندیکای کارگران فلزکارمکانیک در روزهای توفانی انقلاب بیکار ننشسته و با آموزش هایی که به کادرها و رهبرانش داده بود نقش خود رابا تقدیم جان والای ناصر گارسچی بازرس سندیکایش ،دین خود را به انقلاب مردمی ایران ادا کرد.سندیکایی کارگران فلزکارومکانیک با تقدیم 3 عضو هیات مدیره خود به جنبش مردمی و کارگری ایران، قدم به روزهای بعد از انقلاب گذاشت. با آزادی هدایت اله معلم از زندان که در روزهای آخر عمر رژیم کارگر ستیز پهلوی صورت گرفت ،سندیکا تجدید سازمان داد وکارگران بازهم هدایت اله معلم را به عضویت هیات مدیره خود درآوردند.با آغاز بکار سندیکا در روزهای انقلاب  نقش کارگران عضو سندیکا در شوراهای کارگری کارخانه ها بسیار برجسته شد. کادرهای سندیکایی توانستند ،کارکرد سندیکا و شوراهای کارگری داخل کارخانه هارا  به درستی تشخیص داده  و سره را از ناسره تمیز دهند و برای کارگران تفاوت این دو نهاد را توضیح دهند. سندیکای کارگران فلزکارمکانیک با دبیری اسداله صادقی و هیات مدیره ای هدایت اله معلم،حسین کلانکی ، عزت دولت آبادی ….کاری بس سخت را درپیش رو داشتند. با آمدن احمد توکلی به وزارت کار در سال شصت این سندیکاهای کارگری و در پیشاپیش همه این سندیکاها ، انجمن همبستگی کارگران و شوراهای کارخانه ها بود که علیه قانون کار توکلی به پا خواست و با نوشتن نامه های سرگشاده و جمع آوری امضا از کارگران ، این طرح ضدکارگری و تفکرعقب مانده راکه کارگران را هم ردیف حیوانات بشمار می آورد ،را به شکست کشانده و این طرز تفکر را افشا کند. سرمایه داری تجاری و دلال که در انقلاب ضربه مهلکی از مردم و سندیکاها خورده بود با نفوذ در بدنه اداری دولت طرح حمله به سندیکاهارا پی ریخت واز همان اوان کار، سندیکا را لفظی خارجی و وابسته به شاه معرفی کرد و شوراها و سپس شوراهای اسلامی را در مقابل سندیکاها علم کرده و به کشمکش بین این دو تشکل دامن زد. در اوایل سال 1361 حمله به سندیکاها و دستگیری اعضای هیات مدیره سندیکاها فزونی گرفت.

از سال 1358 تا سال 1361 بارها و بارها از طرف افراد مشکوک و بی مسوولیت به سندیکای کارگران فلزکارومکانیک حمله شد و بارها اموال کارگران به دست مشتی کارگرنما به تاراج رفت .در سال 1360 با توصیه و ابتکار هدایت اله معلم و کوشش هیات مدیره سندیکا ، تعاونی مصرف و  کارگران فلزکارمکانیک شکل گرفت تا شاید بتواند کمی از گرانی بر دوش کارگران آوار شده را کم کند.پس از حمله به سندیکاها و دستگیری اعضای هیات مدیره سندیکاها ، هدایت اله معلم نیز در اردیبهشت سال 1362 دستگیر و روانه زندان شد و در شهریور 1367  جان پُرشورش را در راه آرمان های کارگریش تقدیم زحمتکشان کشورش کرد.

سندیکای کارگران فلزکار مکانیک به دبیری اسداله صادقی با یاری کادرهای بجا مانده تا سال 1374 به فعالیت خود ادامه داد و توانست در این مدت تعاونی مسکن کارگران فلزکارمکانیک را تاسیس کرده ودرحل مشکلات کارگری بین کارگران و کارفرمایان و حضور در هیات های حل اختلاف اداره کار از حقوق کارگران فلزکارمکانیک دفاع کند.در این سالها سندیکای کارگران فلزکارمکانیک که بطور مخفی به فعالیت خود ادامه می داد با انتشار جزوه های کارگری و پاشیدن بذرآگاهی درمیان کارگران جوان ،آنان را برای مبارزات پیش رو آماده می کرد.متاسفانه به دلیل شرایط بسیار پلیسی از سال 1362 به بعد ، سندیکای فلزکارمکانیک تنها هدایت اله معلم را از دست نداد ، بلکه کادرهایش با مهاجرت به خارج از کشور را نیز  یکی پس از دیگری از دست داد.

سنديكايی با اين ويژگی ها و وسعت عمل و دقت نظر هيچ گاه مورد بی توجهی كارگران عضو قرار نگرفت و به همين خاطر در هيچ زمان از جانب كارگران اقدامی جهت انحلال سنديكا صورت نپذیرفت و سنديكای كارگران فلزكارمكانيك كه درحد و اندازه يك اتحاديه واقعی فعاليت داشت ،هرگز توسط هيچ مجمع عمومی منحل نشد.سنديكای كارگران فلزكارمكانيك تهران و حومه به شماره ثبتی 34 همچنان معتبر است و كارگران فلزكارمكانيك با تلاش بی وقفه  خود توانستند در سوم آذرسال 1384 سندیکای پُرافتخار خود رابا انتشار فراخوانی بازگشایی نمایند و فعالیت نوینی را آغاز نمایند.

با آغاز فعالیت نوین سندیکای کارگران فلزکارمکانیک و همراهی بزرگان سندیکایی تماس و ارتباط گیری با کارگران این رشته در سطوح مختلف در دستور کار قرار گرفت.از جمله کارهایی که سندیکای کارگران فلزکار طی 10 سال فعالیت توانسته اند با اتکا به اعضایش بند بند اساسنامه سندیکا را اجرایی کند.

سندیکا، تعاونی مسکن کارگران فلزکارمکانیک را احیا کرد و توانست با حمایت از رییس هیات مدیره تعاونی مسکن، تعاونی مسکن را از سقوط نجات داده و برای ۴۷ کارگر عضو از ۱۵۰ عضو، در شهرک پرند خانه بگیرد.

سندیکای فلزکار ابتدا خبرنامه فلزکار و سپس ماهنامه پیام فلزکار را منتشر کرد. سپس در سال 92 با اتحاد وهمکاری و همفکری سندیکای کارگران شرکت واحد، هفت تپه، نقاش و اتحادیه نیروی کار پروژه ای نشریه پیام سندیکا را که پرچم سندیکالیست هاست منتشرکنند و بیش از 10 مورد ویژه نامه به مناسبت های مختلف منتشرکرده است.

سندیکای کارگران فلزکارمکانیک و هفت تپه و نقاش با نوشتن نامه به برادران کارگرشان در ث.ژ.ت فرانسه از ورود نمایندگان قلابی کارگری ایران به جلسه سالیانه ILO  در سال 1392 جلوگیری کردند.

سندیکای کارگران فلزکارمکانیک با جمع آوری امضا و فرستادن آن به مجلس،در سال 1392 علیه لغو ۱۰ سابقه برای بازنشستگی کارگران ، آن را دوباره به تصویب رساند. در این جمع آوری امضا برای اولین بار اعضای سندیکا با نوشتن شماره های تلفن خود شرکت کرده بودند.

ما برای کارگران سندیکایی مان که بیکار بودند تا به حال بیش از ۵۰ مورد کار پیدا کرده و آنان را شاغل کرده ایم.

سندیکای کارگران فلزکارمکانیک با فعال کردن گروه کوهنوردی خود در سال گذشته، نه تنها جان پناه کارگر توچال را با همکاری گروههای کوهنوردی کارگری ترمیم و بازسازی نمود، بلکه جشن ۵۰ امین سال ساخت جان پناه کارگر توچال را که توسط گروه کوهنوردان فلزکار وابسته به سندیکای کارگران فلزکارمکانیک در ۵۰ سال پیش با دست توانای کارگران سندیکایی فلزکارمکانیک ساخته شده بود، در ارتفاع ۴۰۰۰ متری، را جشن بگیرد. بیش از ۱۵۰ کوهنورد و کارگر در آن شرکت داشتند و از دوتن از سازندگان کارگر این جان پناه تجلیل کرد.

دهسال است که سندیکای کارگران فلزکارمکانیک در امر تکثیر آموزش های کارگری فعال است و با تهیه کتابهای مناسب و کارگری و رساندن آن به سندیکاهای برادر در افزایش آگاهی نقشی موثر داشته است. خرید بیش از 2 هزار کتاب قانون اساسی و قانون کار و پخش و آموزش آن به کارگران ، تهیه و پخش بیش از هزاران کتاب کارگری ، جزوه های آموزشی و کارگری،تهیه و توزیع بیش از 10 عنوان فیلم های سینمایی  ما بین کارگران و سندیکاهای کارگری و زحمتکشان از کارهای فرهنگی سندیکای ماست.

در در دو سال گذشته فیسبوک و وبلاگ و همچنین سایت دو زبانه فارسی به انگلیسی خود را راه اندازی کردیم.

سندیکای کارگران فلزکارمکانیک در سال گذشته درخواست عضویت از فدراسیون بین المللی اینداستریال  را که فدراسیون سندیکاهای کارخانه های صنعتی است را داده است

دهسال با تمام وجود برای اتحاد بین کارگران و سندیکاهای کارگری می کوشیم و از نهال این اتحاد همچون مردمک چشم پاسداری می کنیم.

دهسال است تفرقه انگیزان و اتحاد شکنان و انحلال طلبان را از سندیکا دور کرده ایم و هزینه های زیادی هم داده ایم.

بی تردید قضاوت تاریخ سخت خواهد بود. باشد تا ما نیز همچون پدرانمان رو سفید از این گذرگاه پُر پیچ و خم زندگی بگذریم.

مازیار گیلانی نژاد عضو سندیکای کارگران فلزکارمکانیک

 

 

 

 

Share on Google+Share on Facebook