مصاحبه احمد قاسمی از بازنشستگان متحد تهرانی با خبرگزاری ایلنا

از عدم پرداخت معوقات تا مستمری‌های زیر خط فقر؛ بازنشستگان: وقتی به تدریج سقوط می‌کنیم! مرداد ۵, ۱۴۰۴
جناب آقای سالاری، مدیرعامل تامین اجتماعی! مگر معوقات بازنشستگان چقدر است که پرداخت آن را چهار ماه عقب انداخته‌اید، مگر بیشتر از ۳ یا ۴ میلیون تومان است؟! پول سه کیلو گوشت است که چهار ماه پرداخت آن را به تاخیر انداخته‌اید…

به گزارش خبرنگار ایلنا، وضعیت تامین اجتماعی بغرنج است؛ اخیراً آگهی فروش دارایی‌های این صندوق از شرکت‌های شستا گرفته تا هولدینگ‌های گردشگری، در روزنامه رسمی منتشر شده و هرچند کارشناسان می‌گویند این آگهی تنها عمل به تکلیف برنامه هفتم توسعه است اما همچنان این نگرانی پابرجاست که آیا تامین اجتماعی دارایی‌های خود را می‌فروشد تا مستمری بپردازد؟!

نشانه‌های یک بحران جدی

این نگرانی، یک نگرانی جدی‌ست؛ وارد ماه پنج سال شده‌ایم و هنوز معوقات فروردین بازنشستگان پرداخت نشده؛ از سوی دیگر، بیش از ۶۰ یا ۷۰ درصد بازنشستگان و مستمری‌بگیران این ابرصندوقِ بازنشستگی کشور، زیر ۱۷ میلیون تومان مستمری ماهانه می‌گیرند آن هم در حالیکه حداقل هزینه‌های زندگی به ۵۰ میلیون تومان رسیده است. سطح خدمات رفاهی، وام و تسهیلات هم دچار افول شده است؛ درمان به شدت گران شده و علیرغم وجود بیمه‌های تکمیلی و اکمل، بازهم بازنشستگان باید برای دارو و درمان هزینه‌های هنگفت بپردازند.
در هر حال، بحران سقوط تامین اجتماعی، به معنای سقوط سنگینِ بازنشستگانِ آن است؛ کارگران فنی و متخصص دیروز که برای سال‌های طولانی چرخ‌های این مملکت را با عرق جبین خود به گردش درآورده‌اند، حالا در منگنه‌ی هزینه‌های نجومی زندگی و سختی‌های امرار معاش گرفتار آمده‌اند و به نظر می‌رسد تامین اجتماعی یا دولت، برنامه‌ای برای اصلاح شرایط و خروج از این بن‌بست ندارند؛ دولت هنوز اراده‌ای برای پرداخت بخشی از بدهی خود به تامین اجتماعی که در قانون بودجه مشخص شده ندارد و تداوم این وضعیت، بازنشستگان شاغل و بازنشسته را که علاوه بر بحران معاش، گرفتار بحران ناترازی‌ها و سختی‌های زندگی هستند، به شدت نگران کرده است.

دغدغه‌های بازنشستگان

سال به سال و به تدریج سقوط کرده‌ایم؛ «احمد قاسمی» بازنشسته حداقل‌بگیر کارگری و فعال صنفی با بیان این جمله اضافه می‌کند: دیگر حقوق ما به دهم ماه هم نمی‌رسد اما مشکل فقط حقوق پایین نیست؛ کسی به فریاد بازنشستگانی نمی‌رسد که سی سال، با اخلاص و از خودگذشتگی به این آب و خاک خدمت کرده‌اند.
این بازنشسته یک برش کوتاه از زندگی خود را روایت می‌کند: «سال قبل به علت گرانی اجاره خانه که با حقوق حداقلی اینجانب سازگاری نداشت مجبور به مهاجرتِ ناخواسته از تهران به فردیس کرج شدم و الان حدود دو ماه است که در محله وحدت ساکن هستم اما در این سن و سال گرفتار مشکلات بسیار شده‌ام؛ اینجا متاسفانه از روز اول یا آب نبود یا برق؛ خلاصه با این مسئله کنار آمده بودیم اما چند شبانه روز است که بین پانزه تا بیست و چهار ساعت آب قطع می‌شود؛ با هر ارگانی تماس گرفته‌ام جواب درستی به من نداده‌اند فقط می‌گویند باید مدیریت کنید! من چگونه مدیریت کنم، دقیقاً چی را مدیریت کنم؟ امور زندگی با مستمری زیر خط فقر را یا بی‌آبی ۲۴ ساعته را؟! اگر حقوقم بیشتر بود مجبور نبودم بعد از عمری زندگی در تهران به این حاشیه‌ی بدون امکانات کوچ کنم! جایی که ۲۴ ساعت آب قطع است؛ من حتی نمی‌توانم بهداشت فردی را رعایت کنم؛ با کدام آب، در سن پیری فرایض دینی را اجرا کنم؟»

او تاکید می‌کند که «دغدغه، یکی دوتا نیست؛ گرانی‌های بی‌حساب و کتاب که جای خود دارد؛ بی‌ آبی و بی‌ برقی هم مزید بر علت شده…..».