توسعه فرآیند جامع سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است که هدف از آن بهبود مستمر رفاه کل انسانها و یکایک افراد بر پایه ی مشارکت فعال، آزاد و هدفمند در توسعه و توزیع عادلانه ی منافع حاصل از آنست.
حق توسعه یک حق بشری است که به موجب آن هر فرد انسانی و همه ی ملت ها در مشارکت، سهیم بودن و برخورداری از توسعه، دارای حق هستند.
در واقع انسان موضوع محوری توسعه است و باید شریک فعال و ذینفع حق توسعه باشد.
معمولن رشد و توسعه بعنوان دو مفهوم با یکدیگر خلط می شوند. برای اجتناب از چنین سو برداشتی، ابتدا به بیان تفاوت رشد و توسعه می پردازیم. در زبان فارسی رشد به معنای بزرگ شدن است و این بزرگ شدن بسته به مورد می تواند طولی، وزنی، سطحی و یا حجمی باشد. بهرحال رشد دارای مفهوم عددی است. بطور مثال، وقتیکه راجع به رشد یک کارخانه صحبت می شود، منظور مقدار تولید آن کارخانه است. همچنین منظور از رشد اقتصادی یک جامعه، افزایش تولید ملی(کالا و خدمات) آن جامعه است.
اما کلمه توسعه در لغت به معنی گسترش و بهبود است. در واقع توسعه علاوه بر بعد کمی، در اصل دارای ابعاد کیفی است.
توسعه فرآیندی است که در آن یک سری تحولات و تغييرات بنیادی در ساختارهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جامعه بوقوع می پیوندد.
همچنین توسعه را در یک معنای ساده میتوان بعنوان گذار از وضعیت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی نامطلوب به وضعيتی مطلوبتر تعریف کرد که در آن انسان شادمان تر است و توانایی بیشتری در کنترل سرنوشت و زندگی خود دارد.
توسعه پایدار به معنای برآورده کردن نیازهای حال حاضر، بدون به خطر انداختن توانایی نسلهای آینده در برآوردن نیازهای خودشان است. این مفهوم شامل ابعاد اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی است و هدف آن ایجاد تعادل بین این سه بعد برای تضمین رفاه حال حاضر و آینده است.
سندیکاها و اتحادیه های کارگری نقش مهمی در توسعه پایدار دارند. این سازمان ها با دفاع از حقوق کارگران و بهبود شرایط کار به تحقق اهداف توسعه پایدار در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی کمک می کنند. برنامه ریزی برای توسعه پایدار با راهکار برنامه های ۵ ساله، ۱۰ ساله و ۲۰ ساله امکان پذیر است. در سیستم سرمایه داری به دلیل وجود بحران های ناشی از این سیستم توسعه پایدار صورت نخواهد گرفت.
تاثیر فعاليت سندیکا در توسعه اقتصادی:
– دستمزد عادلانه و شرایط کار مناسب: سندیکاها با مذاكره برای دستمزدهای عادلانه و بهبود شرايط و محیط کار به افزایش قدرت خرید کارگران و در نتیجه رونق اقتصادی کمک می کنند.
– بهبود بهره وری: با ارتقای مهارتها و دانش کارگران و ایجاد محیط کار سالم، بهره وری نیروی کار افزایش می یابد.
– کاهش فقر: با افزایش درآمد و فرصت های شغلی، سندیکاها به کاهش فقر و نابرابری کمک می کنند.
تأثیر فعاليت سندیکاها در توسعه اجتماعی:
– دسترسی به آموزش و بهداشت: سندیکاها با ترویج آموزش و بهداشت کارگران به ارتقای سطح زندگی و رفاه اجتماعی کمک میکنند.
– تأمین عدالت اجتماعی: با دفاع از حقوق کارگران و مقابله با تبعیض، سندیکاها به ایجاد جامعه ای عادلانه تر کمک میکنند.
– تقویت مشارکت کارگران: با ایجاد فرصتهای مشارکت در تصميم گیری ها، سندیکاها به تقویت دموکراسی و مشارکت اجتماعی و بهبود روند تولید کمک میکنند. با توسعه شبکههای تعاونیهای مصرف و مسکن (حذف دلالها)، جلوگیری از فساد و … کارگران عملا در بهبود شرایط اجتماع مشارکت فعال می کنند. (سندیکا ها دیده بانان بینای جامعه)
تأثیر فعاليت سندیکاها در توسعه محیط ریست؛
– حفاظت از محیط زیست: سندیکاها با ترويج شیوه های پایدار و کاهش اثرات زیستمحیطی فعاليت های اقتصادی، به حفاظت از محیطزیست کمک می کنند.
– کاهش آلودگی: با پیگیری کاهش آلودگی ناشی از فعاليت های صنعتی و ترويج فناوری های پاک، سندیکاها به حفظ سلامت محیطزیست و کاهش آلودگی کمک میکنند.
چالشها:
– محدودیت های قانونی و ساختاری برای فعاليت سندیکاها: بطور مثال در تبصره ۴ ماده ۱۳۱ قانون کار، بر خلاف ماده ۲۶ قانون اساسی آمده است که: کارگران یک واحد فقط می توانند یکی از سه مورد شورای اسلامی کار، انجمن صنفی یا نماینده کارگران را داشته باشند.
– ناآگاهی کارگران: در اثر نبود آزادی بیان و مطبوعات، در برخی از موارد، کارگران از حقوق خود آگاه نیستند و نمیتوانند از مزایای سندیکا بهرهمند شوند.
– جلوگیری دولتهای مختلف از تشکل یابی کارگران و بازنشستگان.
نتیجهگیری:
سندیکاها و اتحادیه های کارگری با نقش محوری خود در دفاع از حقوق کارگران و ترويج توسعه پایدار می توانند نقش بسزایی در تحقق اهداف توسعه پایدار ایفا کنند. با حمایت از این سازمان ها و رفع چالشهای پیش روی آنها، میتوان به توسعه ای پایدار و عادلانه دست یافت.
ناصر اسالو
