سهشنبه ۱۳ آبان ۱۴۰۴
اعلام کردهاند خانواری با درآمد ۳۰ میلیون تومانی آنقدر استحقاق درآمدی دارند که نیازمند یارانه نباشند. این بسیار عالی است. پس چرا حقوق ماهانه مدیران دولتی را همین ۳۰ میلیون تومان مقرر نمیکنند که به حدی از رفاه برسند که نیازمند دریافت یارانه نباشند و در عین حال کسری بودجه دولت نیز کاهش یابد؟
به گزارش خبرنگار ایلنا، اظهارنظر اخیر سخنگوی دولت و وزیر کار به ترتیب در ارتباط با خط فقر شش میلیون تومانی هر نفر در خانوار و همچنین حذف خانوارهای با درآمد بیش از سی میلیون تومان (در مجموع) واکنشهای مختلفی را در میان صاحب نظران برانگیخته است. این اظهارات در حالی مطرح شده است که خطِ «فقر مطلق» اعلامی از سوی بانک مرکزی برای سال ۱۴۰۳ (سال گذشته) طبق اعلام مرکز پژوهشهای مجلس در اسفندماه برای هر فرد ۱۱ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان محاسبه شده است.
در حالی که فعالان کارگری کشور نسبت به معیار سازیها در حوزه فقر و درآمد انتقادات جدی نسبت به دولت مطرح میکنند، کارشناسان اقتصادی نیز نگاه متفاوتی به شیوههای دهک بندی و استحقاق سنجی دولت دارند.
آیا مسئولان با همین پولها زندگی کنند؟!
در این میان بسیاری از فعالان کارگری بر این باور هستند که تلاش دولتها، در جهت کاهش هرچه بیشتر تعهدات خود به جامعه و به ویژه گروههای اجتماعی و درآمدی فرودست است.
مازیار گیلانی نژاد (فعال کارگری) در این رابطه توضیح میدهد: ما بر این باور هستیم که حرف خانم سخنگوی دولت خلاف شاخصهای رفاه حداقلی تعریف شده سازمان ملل است. با هر شاخصی از توسعه انسانی و حداقلهای انسانی که در منشورهای حقوق انسانی و حقوق بشر سازمان ملل متحد تعریف شده و صرفنظر از حقوق اولیه مندرج در کنوانسیونهای سازمان جهانی کار، حداقلیترین استانداردهای زندگی برای هر فرد، درآمدی بسیار بیشتر از ۶ میلیون تومان را به عنوان خط فقر معرفی میکند.
وی افزود: سوال بنده این است که آیا پول تو جیبی یا هزینه زندگی روزانه نوههای وزرا و سخنگویان و مسئولان رده بالای دولتی در حد این ارقام است که حقوق نفری ۱۰ میلیون تومان را در بحث استحقاق یارانه یا خط فقر ۶ میلیون تومانی را بپذیریم؟
گیلانی نژاد ادامه داد: اعلام کردهاند خانواری با درآمد ۳۰ میلیون تومانی آنقدر استحقاق درآمدی دارند که نیازمند یارانه نباشند. این بسیار عالی است. پس چرا حقوق ماهانه مدیران دولتی را همین ۳۰ میلیون تومان مقرر نمیکنند که به حدی از رفاه برسند که نیازمند دریافت یارانه نباشند و در عین حال کسری بودجه دولت نیز کاهش یابد؟
این فعال کارگری در پایان اظهار کرد: داشتن خانه که به عنوان معیار استحقاق بالاتر از دریافت یارانه و کالابرگ معرفی شده، چگونه میتواند شاخصی برای دریافت نکردن مبالغ یارانه باشد؟ بسیاری از خانوارهای فقیر وجود دارند که به دلیل ارث بردن منزل پدری، اجاره نمیدهند اما به دلیل کمبود درآمد بسیار فقیر هستند. همچنین بسیاری از خانوارهای کارگری وجود دارند که زن و مرد در گذشته که مسکن اندکی ارزانتر بوده، تمام زندگی خود را گذاشتند تا مسکنی کوچک در اطراف شهرهای بزرگ داشته باشند تا کمرشان زیر بار اجاره خانه خرد نشود. در چنین شرایطی چگونه باید این افراد را از دریافت یارانه محروم کرد؟ آیا اساسا مسکنی که طبقات فرودست در ایران استفاده میکنند، حداقلهای استاندارد و ویژگیهای یک مسکن آبرومند را با تعاریف جهانی دارند که افراد با داشتن آن مرفه محسوب شوند؟ اینها سوالاتی است که مسئولان قبل از هر اقدامی باید به آن پاسخ دهند
