محرومیت کارگران از خدمات گرانقیمت دندانپزشکی؛«لبخند» هم طبقاتی شد!
کد خبر : 1713224
دندانپزشکی، مثل کالایی لوکس، در ویترین کلینیکهای خصوصی برق میزند و کارگران و بازنشستگان با دنداندرد در صف داروخانه برای گرفتن مُسَکن ایستادهاند؛ در نهایت مجبور میشوند دندانهای پُردرد خود را بکشند و از سلامت جسم، لبخند و زندگی سالم محروم شوند.
به گزارش خبرنگار ایلنا، وقتی میخندد، جلوی دهانش کاملاً خالیست؛ شلنگ آب را در باغچه مقابل پیادهرو میگذارد و میگوید: «نصف دندانهایم افتاده؛ من سالهاست بیشتر غذاها را با لثههایم به سختی میجوم، به خاطر همین بیشتر وقتها معده درد دارم و باید قرص معده بخورم».
احمد کارگر پاکبان شهرداریست که هر روز در مسیر رفت و آمد او را مشغول کار سخت میبینم، کاری که حقوقش فقط ماهی ۱۶ میلیون تومان است و در گرما و سرما و بیماری و آلودگی هوا تعطیل نمیشود.
«نمیتوانم از شکم زن و بچهام بزنم، نان و غذا نخرم که دندانهایم را درست کنم؛ حتا نتوانستم یک دست دندان مصنوعی بگذارم، چون بیمه دندان مصنوعی را قبول نمیکند؛ بیست سی میلیون از کجا بیاورم، خُب با بیدندانی میسازم….»
این کارگر ساده شهرداری در پاسخ به این که چرا برای دندانهایت مراکز تامین اجتماعی نمیروی؛ میگوید:«بروم چکار؛ کلی صف بایستم و یک روز کامل از کار و زندگی بیفتم که فقط دندان بکشم؟ هیچ کار دیگری نمیکنند»
جای خالی دندانپزشکی در خدمات بیمه!
خدمات رایگان دندانپزشکی در مراکز درمانی تامین اجتماعی، محدود به معاینه، جرمگیری، کشیدن دندان و نهایتاً پر کردن سطحی دندان است؛ نه از عصبکشی دندان خبری هست و نه از روکش و بریج و دندان مصنوعی. در واقع هیچ یک از خدمات اصلی دندانپزشکی به صورت رایگان ارائه نمیشود.
محرومیت گسترده از دندانهای سالم!
توان مالی کارگران برای پرداخت هزینههای دندانپزشکی به کمترین سطح ممکن رسیده است؛ «یوسف موحدی منش» فعال صنفی در این رابطه به ایلنا میگوید: «ما کارگران و
بازنشستگان در صفهای درمانگاهها ایستادهایم، درد دندان از شقیقه تا استخوان تیر کشیده اما دفترچه بیمهمان بیاعتبار است. پرستار با لبخندی خسته میگوید: «پوشش بیمهای ندارد».
همین جمله، مرز میان قانون و واقعیت است، میان انسان و کالایی ضروری که از او دریغ شده است.او ادامه میدهد: در قانون اساسی، اصل بیستونهم به روشنی میگوید «دسترسی همگانی به خدمات درمانی و بهداشتی حق مردم است» و در ماده ۵۴ قانون تأمین اجتماعی هم آمده «سازمان باید مؤسسات درمانی لازم برای ارائه درمان رایگان را برای بیمهشدگان فراهم کند» اما در دنیای واقعی، وقتی پای دندان به میان میآید، این حق ناگهان لوکس میشود، گویی دهانِ کارگر و بازنشسته، جزئی از بدن او نیست! دندانهایمان آینهی تمام قد تبعیض است» موحدی با بیان این جمله اضافه میکند: در ایران امروز، بیش از هفتاد درصد افراد میانسال پوسیدگی دندانی دارند. در میان سالمندان، این رقم از نود درصد هم میگذرد. برای بسیاری از ما، هزینه پرکردن یک دندان برابر است با نصف حقوق ماهانه؛ در نتیجه، راه درمان ساده است، کشیدن بهجای درمان. اما آنچه از دهان بیرون میآید فقط دندان نیست، بخشی از سلامت بدن است. با هر دندان از دسترفته، سفرهمان کوچکتر میشود، سیب و گردو جای خود را به نان خیسخورده و چای شیرین میدهند. گوارش ضعیف میشود، سوءتغذیه بالا میرود و بدن آرامآرام فرسوده میشود. وقتی نمیتوانی بجوی، دیگر نمیتوانی درست زندگی کنی.
او لبخند را پدیدهای طبقاتی توصیف میکند و میگوید: لیبرالیسم بیمنطق و مدیران دولتی که به دنبال خصوصی سازی هستند، سلامت دندان را «زیباییمحور» تلقی کردهاند، نه درمانی، تا زحمتکشان به مراکز خصوصی مراجعه کنند تا پزشکان ثروت بیشتری بیاندوزند. مافیای درمان که سلامت را پولی کرده و به بازار آزاد برده، هر سال تعرفهها را بیضابطه بالا میبرد تا فقط ثروتمندان از سلامت برخوردار باشند. نتیجه این است که دندانپزشکی، مثل کالایی لوکس، در ویترین کلینیکهای خصوصی برق میزند و کارگران و بازنشستگان با دنداندرد در صف داروخانه برای گرفتن مُسَکن ایستادهاند؛ در نهایت مجبور میشوند دندانهای پُردرد خود را بکشند و از سلامت جسم، لبخند و زندگی سالم محروم شوند.
و این محرومیت، نه تنها سلامت جسمی آدمها بلکه سلامت روح و روان آنها را به بازی گرفته است؛ احمد، کارگری که هر روز و در هر شرایطی، باغچههای «شهر» را آبیاری میکند و با تنی رنجور پاسدار زندگی روزمره است، بعد از صحبتهای حسرتبار در مورد غذاهایی که دیگر نمیتواند بخورد، نگاه تیرهاش را به زمین میدوزد: «هر بار میخندم، خجالت میکشم….».
گزارش: نسرین هزاره مقدم
