در امتداد یک زخم قدیمی!

آغاز بحران
تأخیر طولانی در پرداخت معوقات فروردین ۱۴۰۴ تنها یک «اختلال اداری» نیست؛ بلکه نشانه‌ای از شکاف عمیق‌تر در ساختار تأمین اجتماعی است. شواهد موجود ــ از جمله گزارش‌های متعدد رسانه‌ای و اعتراضات سراسری بازنشستگان ــ نشان می‌دهد که منابع صندوق به دلیل بدهی‌های انباشته و فزاینده دولت به سازمان و فقدان سیاست‌گذاری پایدار، تحت فشار مزمن قرار دارد.

طبقات فراموش‌شده
بحران نقدینگی صندوق، برای کارگران و مستمری‌بگیران یک واقعیت عینی است: قبض‌ها، هزینه درمان، اجاره، و سفره‌ای که هر ماه کوچک‌تر می‌شود.
اما از سوی دیگر، این تأخیرها برای ساخت قدرت سیاسی چیز دیگری‌اند:

«اولویت‌گذاری بودجه‌ای»
«مدیریت منابع در شرایط دشوار اقتصادی»
«تعدیل موقت پرداخت‌ها»
این دو زبان متفاوت، بازتاب دو جایگاه متفاوت در ساختار طبقاتی است؛ زبانی که بالادستان می‌گویند، و در برابر آن، تجربه زیسته‌ای که فرودستان ناگزیر به تحملش هستند.

ساختار قدرت و زنجیر بدهی‌ها
بررسی‌ها نشان می‌دهد که بخش بزرگی از بحران فعلی نتیجه بدهی تاریخی دولت به تأمین اجتماعی است؛ بدهی‌ای که طی سال‌ها هم انباشته شده و هم تهاترهایی با ارزش‌گذاری‌های مشکوک یا ناکامل انجام شده است.
از منظر طبقاتی، این الگو تکراری است:
دولت برای پر کردن کسری‌های خود از ثروت کارگران استفاده می‌کند،
سپس پرداخت حق قانونی آنها را به «گروگان» کسری‌ها و بدهی‌های خود تبدیل می‌کند.
عدم شفافیت مالی و وابستگی مدیریتی سازمان به دولت نیز این چرخه را تحکیم می‌کند.
وقتی کارگران در مدیریت صندوقِ متعلق به خودشان قدرت ندارند، «تاخیر» نه یک حادثه، بلکه نتیجه طبیعی این ساختار می‌شود.

خشمِ خاموش، سازماندهیِ ناتمام
بازنشستگان در سال‌های اخیر بارها در خیابان، مقابل شعب سازمان یا در مقابل وزارتخانه‌ها تجمع کرده‌اند؛ اما هر بار، بدون تشکل‌های قدرتمند و سراسری، اعتراض‌ها پراکنده و کم‌اثر باقی مانده است.
در این میان، دولت و نهادهای رسانه‌ای وابسته تلاش می‌کنند اعتراضات را کوچک، پراکنده یا مقطعی نشان دهند. این شکاف اطلاعاتی، بخشی از فرایند «بی‌قدرت‌سازی» طبقه کارگر است.

چشم‌انداز و پرسش اصلی
تأخیر در پرداخت معوقات، یک نشانه است؛ نشانه‌ای از سیستمی که منابع کارگران را مصرف می‌کند اما قدرت و حق نظارت به آنان نمی‌دهد. پرسش محوری برای کارگران و بازنشستگان امروز این است:
آیا بدون تشکل‌یابی مستقل و ریشه‌دار، می‌توان این چرخه را شکست؟
این بحران، تنها یک مسئله مالی نیست؛ یک مسئله قدرت طبقاتی است.
و تا زمانی که نقش کارگران در اداره صندوق ها تقویت نشود، هر تأخیری ــ از فروردین ۱۴۰۴ تا هر ماه دیگری ــ دوباره تکرار خواهد شد.

ناصر اسالو از بازنشستگان متحد تهرانی