چرایی کوچک کردن دولت در سیستم‌ سرمایه داری نئولیبرال!

از آقای پزشکیان تا دونالد ترامپ و دولت های اروپایی همه به دنبال کوچک کردن دولت هستند تا هزینه ها کم‌ شده را به مصرف موارد!!! دیگری برسانند. البته در این کوچک کردن دولت حتمن بایستی بخشی از قوانین هم حذف شوند به ویژه آن مواردی که با رفاه مردم سرکار دارد.

کوچک کردن دولت در نگاه نئولیبرال حاکم از پزشکیان تا دونالد ترامپ به معنای کاهش هزینه‌ها و مسئولیت‌های اجتماعی دولت است، نه کاهش اهرم‌های سرکوب و نظارتی.
دونالد ترامپ بودجه غذای فقیران را قطع می کند اما به بودجه نظامی خود می افزاید، پزشکیان یارانه ۱۰ میلیون انسان را قطع می کند، ۳ میلیارد از بودجه غذا و دارو کم می کند تا به واردات خودروهای لوکس خارجی اختصاص دهد.

به بیان ساده‌تر:
بخش خدمات عمومی و رفاهی “هزینه” است. باید کوچک شود. کارمند کمتری داشته باشد، زودتر تعطیل شود، بودجه کمتری بگیرد و در نهایت، مسئولیت‌هایش در قبال آموزش، سلامت و رفاه مردم را به «بازار درمان» و «خیریه» واگذار کند. بیمه های تکمیلی، نان آزاد پز، بنزین چند نرخی، و رسیدگی به محرومان را به خیریه ها واگذار می کند.
پول داری زنده باش، نداری بمیر.
البته ثروتمندان می توانند برای وجدان درد خود کمی از پول های خود را چند مدرسه بسازند، چند سرطانی را پوشش دهند، زندانیانی که به موجب سیاست های اقتصادی غلط دولت به زندان افتاده اند را آزاد کنند، نذری دهند و خودنمایی کنند و دولت هم برایشان تبلیغ کند.

جمله «کوچک‌سازی دولت» آقای پزشکیان، دقیقاً تیر خلاصی به رفاه مردم و جنبش مطالبه گری است.
بخش امنیتی-نظامی و قضایی «سرمایه» باید بزرگ‌تر، قوی‌تر و پر هزینه‌تر شود و هرگز پیشنهاد نمی‌شود که پرسنل آن ساعت ۱ بعدازظهر به خانه بروند. زیرا وظیفه کلاسیک این بخش، که «تأمین امنیت کارفرمایان و مافیاست» و «سرکوب اعتراضات اجتماعی» است، در اولویت اصلی قرار دارد و باید همیشه قبراق و تامین شده بمانند.

«دولت کوچک» مورد نظر مشاورین نئولیبرال آقای پزشکیان، دولتی است که:
از تأمین آب، برق، گاز و معیشت مردم شانه خالی می‌کند (و آن را به زبان می‌آورد) تا از مسئولیت خود در قبال اشتغال و تولید فرار کند. اما در عوض، برای حفظ نظم موجود و تضمین امنیت برای همه دزدان و مافیا، کاملن حاضر و آماده و تا دیروقت در اداراتش فعال است.
این، همان سیاستی است که در غرب تحت عنوان «نئولیبرالیسم» جوامع را به ورطه شکاف طبقاتی عمیق کشاند و حالا نسخه بی‌مغز و وارونه آن در ایران پیاده می‌شود:
دولتی که در خدمت مردم نیست، اما در خدمت سرکوب مردم و حفظ ساختارهای قدرت، عظیم و شکست‌ناپذیر باقی می‌ماند.
پس آقای پزشکیان در حقیقت، نه یک «اعتراف»، که یک «بیانیه سیاسی» دادند:
ما قصد داریم از مسئولیت‌هایمان فرار کنیم، اما مطمئن باشید که اهرم سرکوبمان را هرگز کوچک نخواهیم کرد. این، جوهره اصلی پروژه‌ای است که ایشان مجری آن هستند.

اما آنچه در نظر گرفته نمی شود واکنش مردم به اینگونه سیاست هاست. زمین بازی زحمتکشان که همیشه قدرتمندان در آن شکست خورده اند. فردا معلولین اعتراض دارند، ۱۹ آذر کارگران شرکت نفتی ارکان ثالث، یکشنبه های اعتراضی بازنشستگان، دوشنبه های توفانی بازنشستگان مخابرات، سه شنبه های نه به اعدام.

شرط پیروزی در این جنگ نابرابر، اما عدالت خواهانه و برابری طلبانه این است:

دست در دست هم دهیم به مهر
میهن خویش را کنیم آباد