خصوصی سازی با جامعه و زحمتکشان چه کرد؟؟

سی سال از آغاز خصوصی‌سازی در ایران می‌گذرد؛ برنامه‌ای که قرار بود اقتصاد را پویا کند، اما تبدیل شد به بزرگ‌ترین انتقال ثروت به حلقه‌های قدرت زر و زور و تزویر.
امروز روشن است که «تعدیل اقتصادی» فقط سیاست نبود، پروژه سیاسی فاسدی بود با نام و امضا و پرونده، نام افرادی چون غلامرضا حیدری کردزنگنه، نماد خصوصی‌سازی رانتی، گره خورده است. نامی که برای اکثریت کارگران یادآور یک حقیقت تلخ است.
رییس وقت سازمان خصوصی‌سازی (۱۳۸۳–۱۳۸۹)، مسئول واگذاری‌های عظیم. واگذاری‌هایی که بعدها توسط دیوان محاسبات و سازمان بازرسی زیر سؤال رفتند: از جمله کارخانه های هپکو، آلومینیوم المهدی، ماشین‌سازی تبریز، نیشکر هفت‌تپه.
کردزنگنه در سال ۱۳۹۹ بابت برخی واگذاری‌ها بازداشت شد. البته تنها او نبود بلکه اشرف عبداله پور حسینی که از سال ۹۲ تا ۹۸ رییس سازمان خصوصی سازی بود و در سال ۹۹ بازداشت شد نیز نامش به این خصوصی سازی ها گره خورده است از جمله هتل لاله همدان.

کارگران می‌دانند: این نخستین نقطه اتصال فساد و تعدیل بود. واگذاری، اخراج، تعطیلی کارخانه ها.
در دوران او «تعدیل نیرو» به معنای سادهٔ اخراج کارگران تبدیل شد.
از دیگر خصوصی سازی های معروف پرونده واگذاری شرکت نیشکر هفت تپه است که یکی از فاجعه بارترین نمونه هاست. امید اسدبیگی خریدار هفت‌تپه و متهم بزرگ ارزی.
نتیجهٔ این واگذاری چه بود؟
اخراج کارگران، حقوق های عقب افتاده، تعطیلی تولید و نابودی یکی از قدیمی‌ترین صنایع کشور. هفت‌تپه فقط یک کارخانه نبود، نشانه ای بود که «تعدیل» تبدیل شد به ابزار غارت ملی. و یا هپکو؛ سند زندهٔ یک خیانت سازمان‌یافته واگذاری به شرکت‌های خصوصی و افراد نزدیک به حلقه‌های قدرت،
فاجعه‌ای ساخت که ۳۰۰۰ خانواده به خاک سیاه نشستند. با واگذاری هپکو به شرکت هیدرواطلس (۱۳۸۶) سپس واگذاری به «پارس‌تِک موتور تبریز» و دخالت بانک‌ها در گردش مالکیت. این مجموعه از فساد باعث شد کارگران در ریل راه‌آهن بخوابند.
بازوی دیگر فساد در خصوصی سازی ها بانک‌ها؛ بازوی پنهان فساد در ده‌ها پرونده علنی شده است: بانک ملی، بانک صادرات، بانک آینده که در واگذاری‌ها و تأمین مالی خرید کارخانه‌ها نقش داشتند. وام دادند، کارخانه بعنوان وثیقه وام شد و خریدار، پس از گرفتن وام‌ها، کارخانه را تعطیل کرد و رفت.
البته نباید از نقش مجالس و دولت‌های مختلف غافل شد. این پروژه فساد متعلق به یک دولت نبود: شروع در دولت‌های هاشمی،
تغییر قانون اصل ۴۴ در زمان دولت خاتمی تصویب شد. اوج اجرا در دولت احمدی‌نژاد و
تثبیت شبکه در دولت روحانی و ادامهٔ ساختاری تا امروز.
کارگران فهمیدند تعدیل یعنی کشتار صنعتی که در کارخانه هایی چون ارج، آزمایش، کفش ملی، قند کلهر، ایران تایر، کمباین‌سازی
نساجی مازندران اتفاق افتاد.
کارگران یک جمله مشترک دارند:
«ما را به اسم خصوصی سازی، قربانی کردند.»

چرا اسم‌ها مهم‌اند؟
چون فساد بدون نام، قصه می‌شود. اما با نام
تاریخ می‌شود.

خصوصی سازی چگونه کار کرد؟
۱️⃣ کارخانه دولتی را قیمت پایین واگذار کن
۲️⃣ بانک‌ها وام بدهند
۳️⃣ مالک دارایی‌ها را بفروشد
۴️⃣ کارگران اخراج شوند
۵️⃣ کارخانه زیان‌ده اعلام شود
۶️⃣ دولت هزینه را بپردازد
۷️⃣ سرمایه‌دار سود را ببرد
این همان ماشینی بود که کشور را صنعت زدایی کرد.

چرا کارگران می‌گویند تعدیل یعنی خیانت؟
زیرا:
امنیت شغلی نابود شد
سندیکاها ها حذف شدند و یا با ضربات مهلک ضعیف شدند
قرارداد موقت همه‌جا را گرفت
شاخص فقر کارگری، انفجاری شد.

خصوصی‌سازی و تعدیل اقتصادی در ایران یک تجربه روشن داردبا امضای:کردزنگنه، پوری‌حسینی، شبکه‌های بانکی، خریداران رانتی مثل اسدبیگی و پوشش دولت‌ها.
ثروت ملی از دست مردم خارج شد.

امروز طبقهٔ کارگر می‌گوید:«این برنامه اقتصادی نبود؛ پروژهٔ چپاول سازمان‌یافته بود.»
تعدیل از نظر اجتماعی یعنی:
طلاق، افسردگی، مهاجرت، مرگ امید.

اما مبارزه پایان نیافته هرچند کارگران هفت تپه با دادن هزینه های سنگین دست اسدبیگی ها را کوتاه کردند اما سیستم غارت و چپاول هنوز از کار نیفتاده است.

سندیکاهای کارگری به عنوان مطمئن ترین سنگر طبقه کارگر در مبارزه برای مطالبات کارگری و ملی همچنان پیشتاز هستند.
ایران سرزمین کارگران است نه سرزمین خیانتکاران.
دفاع از منافع ملی و ثروت عمومی از دست اندازی ستون پنجم دشمن، مبارزه همیشگی سندیکاهای کارگری است.
دستان نیرومند کارگران است که هم‌ از ثروت ملی و هم از کشور در مقابل دشمنان اقتصادی و نظامی محافظت می کند.

به سندیکاهای کارگری بپیوندیم و در هر واحد تولیدی آن را ایجاد کنیم.

ناصر اسالو عضو سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران