با اعتصاب در بازار تهران، شعله اعتراضات زیر خاکستر مانده مردم به جان آمده از گرانی و سیاست های غلط اقتصادی اجتماعی و سیاسی به سرعت گسترش یافت. خشم و اعتراض مردمی که جز فقر و محرومیت و فاصله فاحش طبقاتی حاکم بر جامعه را هر روزه لمس می کنند، آنان را به خیابان کشاند. موج سرکوب مردم بی گناهی که اعتراضات شان حاصل سیاست های هر روزه مجریان بی خرد است، بهت آور بود. طی اعلام رسمی، تعداد جان باختگان به بیش از ۳ هزار نفر رسیده است.
داستان همیشگی «دشمن خارجی» برای سرپوش نهادن به آنچه مردم را به خروش آورده بود، به شدت تبلیغ می شود. در حالی که این دشمن خارجی نیست که اعتراض مردم را موجب گشت بلکه اراده ستون پنجمی است که قانون را به کناری نهاده و آنچه برایش سود آور است را با همراهی دستگاههای دولتی به اجرا می گذارد.
اجرای سیاست غلط شوک اقتصادی و حذف ارز ترجیحی را دشمن خارجی انجام نداد، قیمت دارو و درمان را به یک باره چند برابر کردن را عوامل قمه کش سیاست گذاری نکرد، رها سازی اقتصاد و باز گذاشتن دست مافیای سرمایه داری برای غارت ارز کشور با باز نگرداندن آن به ایران را جوانان کم سن و سال رقم نزدند، قاچاق نفت لوله کشی شده از پالایشگاهها به سمت دریا را زنان و دختران تیر خورده در تجمعات، عملی ننموده بودند. زندگی ۴ برابر زیر خط فقر، فحشا، گرسنگی و بیکاری فراگیر را مردمی که به خیابان آمده بودند، را دستور نداده بودند.
چرا در این هیاهو به جای نقد اشتباهات سیاسی اقتصادی حاکم، صدا و سیمای سرمایه داران، اعترافات جوانانی را نشان می دهد که در این سیستم بالیده اند و اگر گول خورده اند باعث و بانیش سیاستمداران و سیاست های غیرانسانی به کار گرفته شده است. سیاست های به کار گرفته شده، بخش بزرگی از جوانان را از کار محروم کرده و تورمی ۲۰۰ درصدی را به جامعه تحمیل نموده و زندگی آبرومند برای ۸۰ درصد جامعه را به امری ناممکن تبدیل کرده است. هم اینک ۹۰ درصد نیروی کار با قراردادهای موقت و سفید امضا بدون امنیت شغلی روزگار برده وار دارند.
نگاهی به اعتراضات همین چند ساله از یکشنبه های اعتراض بازنشستگان تامین اجتماعی تا تجمع دوشنبه های سراسری بازنشستگان مخابرات و هفتگی شدن اعتصابات کارگران نفت و گاز همگی گواه نارضایتی عمیق مردم از سیاست های موجود است. حاکم نمودن سانسور شدید و محدودیت و بازداشت سندیکالیست ها و مطالبه گران و هر تشکل و فرد مطالبه گر توسط مدیران، باعث و بانی اعتراض های دیماه است.
بی تردید وقتی مدیران گوش به فرمان سرمایه داری جهانی این چنین در جامعه باعث فقر و فلاکت می شوند و مردم را مرعوب و گرسنه می خواهند، دشمنان ایران هم بیکار نخواهند نشست.
سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران در بهمن ماه سال گذشته طی اطلاعیه ای هشدار داد:«امروز سوریه فردا ایران» اما گوش شنوایی نبود. بمب فقر و بیکاری و گرانی مدت هاست بر سر مردم ایران فروریخته شده است و بستر برای عملیات دشمن آماده گشته تا مطالبه گران حذف شوند. بمباران زندان اوین توسط اسراییل و اعلام ترامپ در مورد حضور افسران اطلاعاتی سیا و موساد در میان مردم معترض پاسکاری عمدی برای کشتار همه مطالبه گران است. مگر در زندان اوین جز افراد اپوزیسیون کسی دیگری حضور داشت که اسراییل زندانیان اوین را بمباران کرد؟؟ آری اسراییل هم می خواهد وقتی به ایران آمد هیچ مطالبه گری وجود نداشته باشد.
جنبش کارگری و آزادیخواهی میان دو لبه قیچی مانده اند. دشمنی خارجی که برای نابودی ایران و تکه تکه کردنش دندان تیز کرده و با کشتی ها و افسران اطلاعاتیش برای سرکوب هر جنبش ملی که در مقابلش بایستد حاضر و آماده است. و لبه دیگر قیچی سیاست های است که فاصله طبقاتی را افزایش داده و بستر مداخله خارجی را فراهم می کند.
مزدبگیران و همه مردم ایران راهی جز مبارزه با هر دو لبه قیچی ندارند. باید مافیای اقتصادی لانه کرده در سیاست را افشا و خواهان طردش شد.
باید سازمان های مردم نهاد را ایجاد و به یاری سندیکاهای کارگری شتافت تا در مبارزه با این مافیای همدست دشمن خارجی،توان بیشتری پیدا کند.
ایران سرزمین زحمتکشان بوده و هست و خواهد بود و هیچ دشمن داخلی و خارجی نمی تواند آن را از ما بگیرد.
بی تردید تحقق عدالت مبتنی بر حقیقت، در آینده ای بسیار نزدیک و به شکلی قاطع و گریز ناپذیر، رقم خواهد خورد.
با اندوهی عمیق نقض فاحش حقوق بنیادین انسان ها را که در جریان وقایع اخیر منجر به جان باختند و مجروح شدن شهروندان بیگناه شده است را به صراحت محکوم می کنیم. ابعاد این فاجعه انسانی چنان گسترده است که هیچ واژه ای قادر به توصیف رنج خانواده های داغدار و آسیب دیدگان آن نیست.
متحد و یکصدا علیه مافیا و ستون پنجم دشمن
همبسته و مقتدر علیه دشمن خارجی
سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
۱۸ بهمن ۱۴۰۴
