چهل روز از بحرانی که کشور را به دلیل سیاست های غلط اقتصادی سیاسی در بر گرفته است، می گذرد. روزهایی تلخ برای میهن و شاد کننده برای دشمنان میهن. همانانی که ایران را به ویرانه ای تبدیل کرده اند و بحران را به کشور زحمتکشان تحمیل نموده اند. ایران با منابع سرشار و ثروتی بی حساب به گداخانه ای برای زحمتکشان تبدیل کرده اند، اما در مذاکرات بسته های نفتی و سودهای اقتصادی از معاملات را پیشنهاد می کنند.
ما هرگز با هیچ مذاکره و صلحی مخالف نیستیم اما رفاه مردم ایران نباید در این مذاکرات به معامله گذاشته شود که یا به تحریم و جنگ ختم شود و یا به غارت بزرگتری از ثروت عمومی منجر گردد.
پس از روزهای بحرانی دیماه، از سرنوشت بخش زیادی از مدیران گروههای کارگری واتساپی و تلگرامی که (در فضای مجازی در زمینه پیدا کردن کار برای کارگران تشکیل شده بود و بطور رایگان این کار را انجام می داد) و همچنین در رفع مشکلات پیش آمده با کارفرمایان و پیمانکاران خلافکار فعالیت داشتند، از سرنوشت شان خبری نیست.
هرچند که بسیاری از کارگران معترض در بحبوحه این بحران دستگیر و زندانی شدند و طبق آمارهای موجود تعدادی از آنان جزو جانباختگان هستند از جوان ۱۷ ساله کارگر تا بازنشسته ۷۵ ساله.
آنچه مردم را به خیابان آورد نه فراخوان های مشتی بی خبر از جامعه ایران و مشکلات مردم، بلکه سیاست های غلط اقتصادی است که هر روز بر سفره های مزدبگیران اثر گذاشته و آنان را بیش از پیش فقیرتر نموده است. در همین سال جاری اعتراضات کارگران ذوب آهن، کارگران ارکان ثالث نفت و گاز و سکوهای صدور نفت و کارگران پروژه ای این رشته، کارگران فولاد اهواز، کارگران معادن، کارگران شهرداری ها، کارگران راه آهن و مترو، نانوایان و اعتراضات هفتگی بازنشستگان تامین اجتماعی و سایر بازنشستگان را گوش شنوایی نبود، که مجبورند هر هفته به خیابان بیایند. حقوق های عقب افتاده ۴ برابر زیر خط فقر، پیاده نشدن طبقه بندی نشدن کارگران، پولی کردن درمان، بیکاری جوانان و فقر روزافزون برنامه ریزی شده توسط سیاست گذاران پنهان در اتاق بازرگانی و سایر نهادهای مافیایی، غارت کردن ثروت ایران با بازنگرداندن ارزهای مردم و ایجاد بانکهای صوری برای چپاول ثروت عمومی. اینها مواردی است که مردم را به خیابان آورد. فراخوان گرسنگی!! فراخوان نابرابری، فراخوان گمشدن عدالت!
کاش قوه قهریه سینه اختلاس گران، وام گیرندگان میلیاردی بدون بازگشت، زمین خوران، روسای بانک های اینده و ملل، بانک مرکزی و قماربازان بورس را نشانه می گرفت.
کاش تصمیمگیرندگان اقتصادی و سیاسی، برنامه ریزانی که برنامه توسعه هفتم را نوشته اند، روسای اتاق بازرگانی و صدها مافیای آقازادگی و خانم زادگی کوچک و بزرگ و آشکار و پنهان و دستگاه ایجاد نارضایتی عمومی را دستگیر کرده و به زندان و محاکمه می نمود. اما در کشور ما بیش از صد سال است که این وارونگی سیاست در حال انجام است. دشمنان ایران آزاد و دوستداران میهن عزیزمان ایران در زندان.
تنها راه برون رفت از این گرداب مهلکی که سیاستمداران داخلی و خارجی برایمان تدارک دیده اند:
۱- عفو عمومی
۲- تضمین آزادی بیان و گفتمان داخلی بدون سانسور
۳- طرد مافیا و اجازه فعالیت به سیاستمداران و اقتصاددانان ملی و میهنی
۴- آزادی فعالیت سندیکاهای کارگری و احزاب، که چشمان تیزبین جامعه اند.
به کجا برم شکایت
که خود داور نهایی
خود دزد نابکار است!
فرزندان کارگران و همه آنانی که غم معیشت و آزادی و آبادانی ایران را دارند را بی درنگ آزاد کنید!
سیاستمداران می آیند و می روند، اما این ایران و زحمتکشانند که مانده اند و می مانند.
سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
۲۸ بهمن ۱۴۰۴
