گزارشی از جهش بیسابقه قیمت اقلام اساسی و تأثیر آن بر سفره کارگران*
به گزارش روزنامهها…، بررسیهای میدانی از بازه اردیبهشت ۱۴۰۴ تا اردیبهشت ۱۴۰۵ حکایت از جهشهای نجومی قیمت در اقلام اساسی دارد. آمارها نشان میدهد که روغن نباتی با افزایش ۴۳۱ درصدی و روغن مایع با رشد ۳۵۳ درصدی، رکورددار گرانی در میان کالاهای خوراکی بودهاند. این ارقام یعنی خانوادهای که سال قبل برای خرید روغن ماهانه ۱۰۰ هزار تومان هزینه میکرد، امروز باید بیش از ۵۰۰ هزار تومان بپردازد.
اما این فقط روغن نیست. تخممرغ که سالها به عنوان ارزانترین منبع پروتئین برای خانوادههای کمدرآمد شناخته میشد، ۳۴۲ درصد گران شده است. مرغ نیز با رشد ۳۴۲.۹ درصدی، عملن از سفره اقشار آسیبپذیر حذف شده است.
برای یک کارگر با حداقل حقوق، این ارقام معنایی جز گرسنگی تدریجی ندارد. وقتی مرغ و تخممرغ با این سرعت گران میشوند، خانوادهها چارهای جز حذف آنها از سبد غذایی خود ندارند. مادران کارگری که روزگاری تخممرغ را وعده صبحانه فرزندانشان میگذاشتند، امروز آن را به یک خوراکی لوکس تبدیل شده میبینند.
واقعیت تلخ آن است که در کنار تورم عمومی، اقلام خوراکی همواره پیشتاز گرانی هستند. اما جهش ۴۳۱ درصدی روغن در یک سال پدیدهای بیسابقه است و زنگ خطری جدی برای امنیت غذایی جامعه کارگری به صدا درآورده است.
کارشناسان کارگری معتقدند این جهشهای قیمتی ریشه در سه عامل اصلی دارد: نخست، نابسامانی در تأمین ارز ترجیحی برای واردات مواد اولیه؛ دوم، افزایش بیرویه نرخ ارز در بازار آزاد و تأثیر مستقیم آن بر اقلام وارداتی و نهادههای دامی؛ سوم، خروج سرمایه از بخش تولید به سمت فعالیتهای سوداگرانه که زنجیره تأمین را مختل کرده است.
سندیکاهای کارگری هشدار میدهند که اگر کنترل بازار و تثبیت قیمتها در اولویت نباشد، در ماههای آینده شاهد جهشهای قیمتی جدید و حذف اقلام بیشتری از سبد مصرفی خانوارها خواهیم بود. روغن، مرغ و تخممرغ تنها شروع ماجرا هستند.
نیازمند اقدام فوری و افزایش نظارت بر بازار، تخصیص بهموقع ارز ترجیحی برای کالاهای اساسی، مقابله با احتکار و جلوگیری از خروج سرمایه از بخش تولید، نخستین گامها برای جلوگیری از تکرار چنین جهشهایی است.
اما فراتر از این، آنچه بیش از همه ضرورت دارد، ترمیم واقعی دستمزدها بر اساس نرخ تورم مواد خوراکی است. وقتی قیمت روغن ۴۳۱ درصد بالا رفته، افزایش ۲۰ درصدی برای کارمندان دولتی یا ۶۰ درصدی حقوق برای کارگران و بازنشستگان نه تنها کمکی نمیکند که توهین به شعور مزدبگیران است.
کارگری که تخممرغ سفره فرزندش از دست رفته، به کارشناسی رسمی نیاز ندارد تا بفهمد فقیرتر از پارسال است. او با چشمان خود میبیند که هر بار به مغازه میرود، سفرهاش کوچکتر از قبل برمیگردد. این شرمندگی یک جامعه است.
سرمایه داری نئولیبرال مافیایی گرسنگی مردم را می خواهد تا هیچکس نتواند به عقل مراجعه و پیگیر راهکار عملی برای مبارزه با این سیستم زحمتکش نابود کن شود.
*سندیکاهای کارگری که سنگر زحمتکشان است را سرکوب می کنند تا عقل سلیمی برای مبارزه نماند.
