به نقل از خبرگزاری ایلنا، ضربوشتم ۳۸ کارگر ایرانی در مزارع چای ترکیه، فقط بهخاطر این که حقوق خود را مطالبه کردند، یک فریاد بزرگ است. فریادی از دل غربت، از سر ناچاری و از ته کارگری که برای لقمهای نان از مرزها گذشته است.
این کارگران فصلکار، نه دشمنی کردهاند و نه جرمی. فقط خواستهاند دستمزد زحمت ماههایشان را بگیرند. اما در مقابلشان مشت و لگد نشسته و زخم بر تن و روح شان. و بدتر از همه، کارفرمای متهم آزاد مانده است چرا؟؟ چون وابسته کارگری سفارت ایران از حق کارگری ایرانی قرار نیست صیانت کند.
این یک آسیب نیست، یک بیعدالتی آشکار است.
کارگر ایرانی در مزارع چای ترکیه، درخت چای را میچیند تا صاحب مزرعه چای بنوشد، اما خودش حتی یک جرعه امنیت نمینوشد.
ما به عنوان یک نشریه کارگری، این اتفاق را محکوم میکنیم و از مسئولان ایرانی و ترکیهای میخواهیم:
پیگیری قضائی جدی این پرونده، جلوگیری از آزادی بیقیدوشرط کارفرمای متهم، حمایت حقوقی از کارگران آسیبدیده.
کارگر در هر کجای دنیا که باشد، حق دارد مطالبه کند، حق دارد بگوید «حقوق من را بده»، و حق دارد زنده و سالم به خانه برگردد. این را ما نمی گوییم بلکه سازمان جهانی کار می گوید که هم ایران و هم ترکیه مقاوله نامه هایش را امضا کرده اند.
*کارگر غریب است، اما بیصاحب نیست. قانون باید صاحبش باشد.
تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا
