وقتی یک استاندار، جای کارفرما را پر می‌کند!

در روزگاری که کارگرِ طلبکار، حوصله بیانیه و قول و قرار ندارد، یک اقدام عملی از سوی استاندار خوزستان، کمر یک بحران چندماهه را شکست: حقوق معوقه کارگران گروه ملی فولاد، بالاخره واریز شد.
این خبر را از زاویه‌ای دیگر باید دید: نه از دریچه «تشکر از مسئول»، که از منظر «چرا باید به اینجا برسد؟»

کارگران گروه ملی صنعتی فولاد ایران، ماه‌ها بود چشم به راه حقوق خود بودند. اضافه‌کارها، مزایا و حتا حقوق پایه‌شان روی کاغذ مانده بود. اما اهرم‌های معمولی کارگری — مثل گفتگو با مدیرعامل، شکایت در اداره کار، یا حتا تهدید به اعتصاب کارساز نبود.
تا اینکه استاندار خوزستان وارد میدان شد. نه از سرِ لطف شخصی، که به خاطر مطالبه عمومی و سنگین شدن بحران. نتیجه: پرداخت کامل مطالبات.

*اما سوال اصلی اینجاست:
۱) نقش استاندار چه بود؟*
استاندار نباید جای کارفرما بنشیند. اما وقتی کارفرما (مدیرعامل یا هیات مدیره) از انجام وظیفه اصلی خود — یعنی تأمین نقدینگی برای پرداخت حقوق — عاجز است یا کوتاهی می‌کند، استاندار به عنوان بالاترین مقام اجرایی استان، هم می‌تواند و هم باید ورود کند. ورود او در این پرونده، یک اقدام فرا قانونیِ مثبت بود آن هم در شرایط بحرانی کنونی.

۲) کارگر مجبور کرد تا استاندار بیاید؟
اینجا جای نقد است:
پس وزارت کار چه می‌کند؟
مگر مدیرعامل قبل از بحران، برای تأمین منابع برنامه نداشت؟ آن هم کارفرمایی چون بانک؟؟

پرداخت حقوق، یک «اقدام انساندوستانه» نیست، یک تکلیف قانونی است. اگر این تکلیف فقط با ورود مقام بالاتر انجام شود، یعنی سیستم معمولی کار نمی‌کند.
۳) درس این ماجرا برای سایر کارگران چیست؟
دو پیام دارد:
پیام امید: اتحاد نه تنها رمز پیروزی است بلکه اصل اساسی مبارزات کارگری است.در ضمن مطالبات کارگری، اگر رسانه‌ای شود و به بالاترین سطح اجرایی برسد، قابل حل است.
قدردانی لازم، اما نقد واجب
بی‌شک باید از تلاش استاندار خوزستان تشکر کرد. او نشان داد که می‌شود با اراده و پیگیری، گره کور را باز کرد. اما نباید این موفقیت را عادی جلوه داد. در یک نظام کارگری سالم:
کارگر هر ماه سر وقت حقوق می‌گیرد.
نه نیازی به استاندار دارد، نه به التماس رسانه‌ای.

گروه ملی فولاد یک شرکت بزرگ است، نه یک کارگاه کوچه‌بازاری. اگر در چنین شرکتی، کارگر ماه‌ها معطل استاندار بماند تا حقوقش را بگیرد، یعنی سیستم مدیریتی و نظارتی دچار نقص اساسی است.

به امید روزی که خبر «پرداخت حقوق معوقه» تبدیل به خبر «حقوق سر وقت» شود. روزی که استاندارها به جای حل مشکلات کارگری، مدیرانی را سرکار بیاورند که وظیفه شناس باشند.

*طبقه کارگر هیچگاه نباید منتظر کسی برای مطالبات خود بماند، باید سندیکاهای کارگری خود را ایجاد و قدرتمند کند تا هیچ کارفرمایی به خود جرات عقب انداختن حقوق را ندهد.