روزی که سازمان جهانی کار (ILO) آن را «تولد استانداردهای الزامآور برای کارگران پلتفرمها» (رانندگان اینترنتی) اعلام کرده بود، دولت هند در اقدامی هماهنگ، مانع تصویب همان حقوق در مجلس کشورش شد. یعنی در یک روز، یک نهاد جهانی میگوید «کارگر آنلاین، کارگر است» و یک دولت میگوید «نه، نیست».
این دوگانه، قصه تکراری اقتصاد دیجیتال در جهان است: وقتی الگوریتم پولساز است، کارفرماها خوشحالند؛ اما وقتی نوبت به حقوق کارگر میرسد، پشت قوانین کهنه پنهان میشوند. مانند ایران. شرکت های اسنپ و توسی از بیمه کردن رانندگان خود شانه خالی می کنند و وزارت کار هم به جای اجرای قانون با آنان همداستان است.
کارگر سکو یا همان اینترنتی کیست و چه فرقی دارد؟
راننده اسنپ، تحویلگیرنده سفارشهای دیجیکالا، پیک موتوری اینترنتی، کسی که از طریق اپلیکیشن کار پیدا میکند و دستمزدش بر اساس سفارش است — اینها کارگران «پلتفرم» یا «سکو» هستند.
مشکل کجاست؟
این کارگران: قرارداد رسمی کار ندارند،
بیمه بیکاری و بازنشستگی ندارند،
مرخصی استحقاقی و اضافهکار ندارند،
اگر مریض شوند یا حادثه ببینند، هیچکس مسئول نیست.
کارفرما میگوید «تو پیمانکار مستقلی»، اما واقعیت این است که الگوریتم ساعات کارشان را تعیین میکند، نحوه کار را مشخص میکند و اگر خطا کنند جریمهشان میکند. این یعنی رابطه کارگری، نه قرارداد آزاد.
واقعیت این است که شرکتهای بزرگ پلتفرم میلیاردها دلار سود میکنند، اما نمیخواهند سهم کوچکی از آن را صرف بیمه کارگران کنند.
برای اولین بار ILO سازمان جهانی کار استانداردهایی الزامآور تصویب کرده که:
کارگران پلتفرم را «کارگر» میداند نه «خوداشتغال»
حق تشکیل اتحادیه برای آنها به رسمیت شناخته میشود. دستمزد عادلانه و ایمنی کار باید رعایت شود.
*اما مشکل اینجاست:*
ILO قدرت اجرایی مستقیم ندارد. هر کشور باید این استانداردها را در قوانین داخلی خود تصویب کند. یعنی کارگران اینترنتی باید تلاش کنند این در مجلس ایران به قانون تبدیل شود.
در ایران هم رانندگان اسنپ و تپسی، پیکهای دیجیکالا و هزاران کارگر دیگر اینترنتی، وضعیت مشابهی دارند:
قوانین بیمه ای و قانون کار ندارند. بیمه بیکاری و بازنشستگی آنها دغدغه دائمی است. اگر حادثه ببینند، نه شرکت مسئول است نه الگوریتم.
در ایران هم بحث تصویب چنین قوانینی باید آغاز شود. آن موقع، باید دید لابی شرکتهای فناوری قویتر است یا مطالبه کارگران؟
واقعیت تلخ این است که دولتها معمولاً طرف سرمایه را میگیرند، نه کارگری را که ساعتها زیر آفتاب یا باران برای رساندن یک سفارش چند ده هزار تومانی زحمت میکشد.
کارگر اینترنتی، چشمهایش به الگوریتم است، الگوریتم به سود، سود به کارفرما، کارفرما به دولت — و دولت وتو میکند. در این زنجیره، فقط کارگر است که هیچ «قدرتی در برابر این «نه» بزرگ ندارد.
روزی که یک راننده اسنپ بتواند بدون ترس از محرومیت از سفارشها، اتحادیه تشکیل دهد، آن روز واقعاً روز جهانی کارگر است. تا آن روز، این استانداردهای ILO فقط یک سند خوب در کشوی میزهای بسته خواهد ماند.
*رانندگان اسنپ، تپسی، ماکسیم، وان، پیک های موتوری، کارگران اینترنتی چه آنهایی که در خانه کار می کنند و چه آنهایی که در شرکت های کوچک به اصطلاح کار آفرین کار می کنند باید متحد شوند و علیه این اجحاف بزرگ و غارت پنهان تلاش کنند. بی تردید سندیکاهای کارگری نیز این این نبرد حمایت خواهند کرد. چون رونق سفره هر کارگر، رونق سفره همه کارگران است.
