بازنشسته یعنی کسی که عمری کار کرده، حق بیمه و مالیات داده، زحمت کشیده و حالا نوبت استراحت و آرامش اوست. اما در ایران امروز، بازنشسته یعنی کسی که با صورت حسابهای ماهانه دست و پنجه نرم میکند و هر روز میترسد مبادا حقوق ماه آینده اش هم به اندازه یک قرص فشارخون نشود.
سازمان تأمین اجتماعی میگوید: «پرونده متناسبسازی بسته شد. سه مرحله را انجام دادیم و تمام.» اما بازنشسته میپرسد: «اگر پرونده بسته شده، چرا سفره من هنوز بی کیفیت و گرسنگی در آن موج می زند؟»
متناسبسازی یعنی چه؟
خیلی ساده: فرض کنید ۲۰ سال پیش بازنشسته شدهاید. آن موقع حقوقتان ۵۰۰ هزار تومان بود. امروز یک کارگر ساده ۲۲ تا ۲۸ میلیون میگیرد، اما حقوق شما شاید به ۱۷ میلیون رسیده باشد. یعنی قدرت خرید شما نسبت به یک کارگر شاغل تازه سر کار رفته هم نیست.
«متناسبسازی» یعنی حقوق بازنشستگان را به حقوق کارگران فعال نزدیک کنند. نه اینکه برابر باشد، اما فاصلهاش منطقی باشد.
سازمان تأمین اجتماعی چه کرده؟
طبق اطلاعیه این سازمان:
مرحله اول و دوم متناسبسازی در دو سال گذشته انجام شد
مرحله سوم (آخرین مرحله) امسال تکمیل گردید
پرونده متناسبسازی بسته شد
اما بازنشستگانی که اعتراض دارند میتوانند اعتراض خود را ثبت کنند
یعنی از نگاه سازمان، کار تمام است. دیگر خبری از افزایش اضافه نیست.
مشکل کجاست؟
مشکل اینجاست که «متناسبسازی انجام شد» با «متناسبسازی کافی بود» فرق دارد.
بازنشستگان میگویند:
· افزایش حقوق ما جوابگوی تورم افسارگسیخته این چند سال نبوده
فاصله حقوق بازنشسته با کارگر فعال هنوز زیاد است
هزینه دارو، درمان و مسکن سهم بزرگ حقوق را میبلعد
برخی بازنشستگان اصلن مشمول این طرح نشدهاند
سازمان به دروغ میگوید«منابع محدود بود». این حرف غلط است، چون تأمین اجتماعی میلیاردها دلار دارایی و شرکت دارد و هزار همت از دولت طلبکار است. بازرسان بیمه برای بیمه کردن کارگران تلاش نمی کنند، حق بیمه سخت و زیان آور بعد از ۲۰ سال به جای هرماهه به صندوق تامین اجتماعی ریخته نمی شود، اختلاس ها و مدیران سفارشی بی خاصیت منابع مالی سازمان را هدر می دهند.
چرا سود شرکتهای زیرمجموعه شستا به جای جیب بازنشسته، می رود جای دیگر؟ چرا باید خرابکاری مدیران و سیاست های غلط دولت را به دوش سازمان تامین اجتماعی انداخت؟؟ مانند هزینه ۲۸ گروهی که توسط دولت به تامین اجتماعی تحمیل و یک ریال هم دولت به تعهداتش عمل نکرده است؟؟
امکان اعتراض
بازنشستهای که فکر میکند حقوقش درست محاسبه نشده یا مشمول طرح نشده، میتواند اعتراض کند. اما آیا این اعتراض به نتیجه میرسد؟ تجربه نشان داده که سیستم اعتراضها معمولاً طولانی و بینتیجه است، مگر اینکه پیگیری جدی و گروهی باشد. مانند گره زدن اعتراضات یکشنبه های اعتراضی به این خواست.
*راه حل چیست؟
۱) شفافیت در محاسبه *
– سازمان باید به هر بازنشسته نشان دهد دقیقن بر چه اساسی افزایش گرفته یا نگرفته است.
۲) اتصال خودکار به تورم
– حقوق بازنشستگان هر سال بر اساس نرخ تورم افزایش یابد، نه اینکه دوباره بیایند سراغ «متناسبسازی» و سالها طول بکشد.
۳) نظارت بر منابع تأمین اجتماعی
– چرا با این همه دارایی، باز هم میگویند «منابع محدود است»؟ حساب و کتاب دقیق تر میخواهد. باید تحقیق و تفحص از این سازمان کلید بخورد تا فاسدین، اختلاس گران، مدیران سفارشی بی عرضه، نقش کانون ها در بدبخت کردن خانواده های بازنشسته برای جامعه آشکار شود.
سازمان تأمین اجتماعی میگوید ما وظیفه قانونی خود را انجام دادیم. اما بازنشسته میگوید «وظیفه انسانی و اقتصادی شما هنوز تمام نشده است».
بازنشسته کسی نیست که از سر تنبلی خانه نشسته. او ستون فقرات اقتصاد این کشور در دهههای گذشته بوده. اگر امروز نتواند با حقوقش زندگی کند، یعنی آن سالها کار کردن، بیارزش بوده است.
به امید روزی که بستن پرونده به معنای رضایت بازنشسته باشد، نه به معنای تمام شدن حوصله سازمان. روزی که بازنشسته برای خرید دارو مجبور نباشد بین غذا و سلامتی یکی را انتخاب کند. و این به همت ما و تقویت یکشنبه های اعتراضی دارد.
حق اعتراض
سالهاست حق اعتراض واقعی را از بازنشستگان با طولانی کردن روند پاسخگویی از سوی سازمان تبدیل به کاری فرسایشی شده است.
* باید همه معترضین به یکشنبه های اعتراضی هفتگی که از تیرماه ۹۹ تاکنون در شهرهای تهران، رشت، کرمانشاه، شوش، اهواز، قزوین، دزفول، تبریز، راه اندازی شده بپیوندند. تا از دل این تجمع های اعتراضی تشکل های مستقل بازنشستگان ایجاد شود.
*تا حق خود نگیریم/ یکشنبه ها می آییم
