به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، امروز ۳۱ خرداد بازنشستگان در شهرهای تهران، رشت، قزوین، شوش، اهواز، تبریز، دزفول تجمع هفتگی خود را برگزار کردند. این تجمع های اعتراضی در حالی
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، امروز ۳۱ خرداد بازنشستگان در شهرهای تهران، رشت، قزوین، شوش، اهواز، تبریز، دزفول تجمع هفتگی خود را برگزار کردند. این تجمع های اعتراضی در حالی
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، با دروغ های شاخداری که از سوی سازمان و وزارت کار در مورد حقوق های بازنشستگان هر روزه گفته می شود و با راه اندازی
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، با توجه به وضعیت خرابی های ناشی از جنگ و در دستور کار قرار گرفتن بازسازی صنایع، آگهی های کار نیز آهسته آهسته از سوی
امروز در ایران، یک کارگر برای خرید ۲۵۰ گرم گوشت قرمز، مجبور است تمام حقوق یک روز خود را خرج کند! سفره کارگران روزبهروز کوچکتر می شود و شکاف بین
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، پس از اعتراض همگانی بازنشستگان به تغییر قوانین بیمه بازنشستگی در یک خیمه شب بازی اشکار، بنا به دعوت سالاری مدیرعامل تامین اجتماعی ۲۷ تیرماه
به گزارش خبرگزاری ها ۴ شرکت پتروشیمی فجر ۱ و ۲ ، امیرکبیر، رجال در منطقه ویژه ماهشهر مورد حمله دشمن آمریکایی اسراییلی قرار گرفته و به دلیل وخامت اوضاع کلیه نیروهای کارگری از منطقه تخلیه شدند. در این حمله تعدادی از کارگران جانباخته و تعداد زیادی مجروح شده اند. این در حالیست که امسال دستمزد این کارگران فقط ۶۰ درصد اضافه شده است که با خط فقر ۴ برابر فاصله دارد.
این همان کارگرانی هستند که از ظلم شرکت های پیمانکاری در عذاب بوده و بارها و بارها در این خصوص اعتراض کردند و دلیل این اعتراض عمده دستمزدی بوده که از کارکردشان نه به جیب خود و نه به خزانه دولت بلکه به جیب دلالان شرکت های پیمانکارانی می رود که در دبی و ترکیه سرمایه گذاری شده است.
این کارگران نه تنها می دانند میهن چیست بلکه می دانند چه هنگام باید به کمکش شتافت و با خون شان نگذارند تولید متوقف شود. اما وزارت کار، شرکت نفت، مجلس از لایحه حذف شرکت های پیمانکاری ۵ سال است طفره رفتند و اجازه دادند مافیای پیمانکاری ثروت ملی تولید شده را نه به جیب کارگران و نه به خزانه دولت بلکه به خارج از مرزها ببرند.
این اطلاعاتی نیست که تنها سندیکای کارگران فلزکارمکانیک می داند بلکه همه کارگران نفت و گاز از این دزدی آشکار باخبرند.
چه زمانی باید مافیای بی وطن و دزد را از میهن بیرون انداخت و عرصه نفت و گاز را از وجود چنین شرکت هایی پاک نمود؟؟
چرا نمایندگان مجلسی که هر روز هزاران تعارف تکه پاره می کنند و به همت همین دلیر زنان و مردان درود می فرستند، لایحه «حذف شرکت های پیمانکاری» را بعد از ۵ سال اجرایی نمی کند تا خسته نباشید واقعی گفته باشند؟؟
به این کارگران جانباخته و مجروح و خانواده هایشان چه تعلق خواهد گرفت؟؟ دریغ از یک تسلیت از سوی کارفرما، همچنان که در مرگ ۵۷ معدنچی گلستانی شاهد بودیم.
سندیکای کارگران فلزکارمکانیک همچنان در کنار کارگران برای دست یافتن به دستمزدهایی انسانی و روبیدن مافیا از همه عرصه های مختلف پایدار مانده و خواهد ماند.
*روابط عمومی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک
وقتی به یک کارخانه بزرگ حمله می شود، تنها آهن و بتن فرو نمیریزد، خاموش شدن کورهها در واقع کم سو شدن زندگی هزاران خانواده فرودست است. جایی که دیروز شعلهی کورهها آسمان شب را سرخ میکرد، امروز سکوتی سنگین نشسته است؛ سکوتی که نه از خاموشی ماشینها، بلکه از بازایستادن دستهایی میآید که فولاد را نرم میکردند، که سالها چرخ تولید را گردانده بودند.
در حملات اخیر، سه شبکه مهم صنعت فولاد ایران هدف قرار گرفت. نخست مجتمع فولاد مبارکه اصفهان؛ بزرگترین تولیدکننده فولاد کشور و یکی از بزرگترین واحدهای صنعتی خاورمیانه. جایی که سالانه بیش از ده میلیون تن فولاد تولید میشود و ستون اصلی تأمین ورقهای فولادی برای صنایع گوناگون است. در کارخانهای که هر دقیقه آن ارزش تولیدی عظیمی دارد، چنین ضربهای به معنای کند شدن نبض زندگی کارگران است.
دومین نقطه، شرکت فولاد خوزستان بود؛ مجموعهای که یکی از اصلیترین مراکز تولید شمش و مواد اولیه فولادی محسوب میشود. بخشهایی مورد اصابت قرار گرفتند. نتیجه، توقف کامل خطوط تولید بود؛ یعنی در خاموشی فرو رفت. همزمان کارخانه فولاد سفیددشت در چهارمحال و بختیاری نیز که بخشی از زنجیره تولید فولاد کشور و وابسته به گروه مبارکه است، دچار آسیب شد و روند تولید آن با اختلال جدی روبهرو گردید.
اگر این کارخانهها را مانند گرههای اصلی یک شبکه تصور کنیم، ضربه به آنها شبیه بریدن چند رگ حیاتی در بدن اقتصاد صنعتی است. فولاد مبارکه به تنهایی نزدیک به یکسوم تولید فولاد کشور را تأمین میکند و فولاد خوزستان یکی از پایههای اصلی تأمین شمش برای صنایع پاییندستی است. وقتی این مراکز آسیب میبینند، اثر آن تنها در دیوارهای کارخانه نمیماند؛ موج آن در سراسر اقتصاد پخش میشود.
نخستین کسانی که این موج را با تمام وجود حس میکنند، همان کسانی هستند که هر روز در کنار کورهها کار میکردند. در دو مجتمع اصلی، حدود هفده هزار کارگر به طور مستقیم با توقف یا کاهش شدید فعالیت روبهرو شدهاند. برای بسیاری از آنان کارخانه فقط محل کار نیست؛ محور زندگی است. اجاره خانه، هزینه مدرسه فرزندان، درمان، اقساط، همه چیز به همان حقوق ماهانه وابسته است. وقتی خط تولید میایستد، زمان برای آنها طور دیگری میگذرد: هر روز تعطیلی یعنی نگرانی فزاینده.
در آن سوی این ماجرا، صاحبان سرمایه و مدیران بزرگ کارخانهها ایستادهاند. آنها نیز زیان میبینند، اما ابزارهای جبران دارند: ذخایر مالی، بیمهها، قراردادهای بزرگ، امکان جابهجایی سرمایه. اما برای کارگری که تنها سرمایهاش نیروی کار اوست، توقف تولید چیزی جز تعلیق زندگی نیست. همین جاست که شکاف میان دو جهان آشکار میشود: جهانی که مالک ابزار تولید است و جهانی که با نیروی کار خود آن را به حرکت درمیآورد. اما ماجرا به این ۱۷ هزار نفر ختم نمیشود. فولاد مادهای است که صدها صنعت دیگر بر آن بنا شدهاند. از پروژههای ساختمانی و پلسازی گرفته تا کارخانههای خودرو، کارگاههای تولید لوله و سازههای فلزی. در مجموع گفته میشود که زندگی میلیونها نفر به شکل مستقیم یا غیرمستقیم به این زنجیره وابسته است. وقتی تولید فولاد کند میشود، پروژههای ساختمانی متوقف میشوند، کارگاههای کوچک مواد اولیه پیدا نمیکنند و کارگران بسیاری از واحدهای کوچک از کار بیکار میشوند.
در چنین لحظاتی تضادی که در روزهای عادی پنهان است، آشکارتر میشود. کارخانه برای مالک آن یک دارایی بزرگ است؛ اما برای کارگری که در گرمای کورهها کار میکند، کارخانه چیزی بسیار شخصیتر است: جایی که زندگیاش به آن گره خورده. خاموش شدن کورهها برای یکی به معنای کاهش سود است و برای دیگری به معنای نگرانی از نان فردا. هرگاه ضربهای به مراکز بزرگ تولید وارد میشود، این تضادها با وضوح بیشتری دیده میشوند. زیرا در چنین لحظاتی روشن میشود چه کسانی بیشترین بار بحران را بر دوش میکشند. ماشینها قابل تعمیرند، ساختمانها دوباره ساخته میشوند، اما ماههایی که خانوادههای کارگری در انتظار بازگشت کار میگذرانند، به سادگی جبران نمیشود.
با این همه، کارگرانی که سالها در کنار کورهها کار کردهاند میدانند که کارخانه بدون دستهای آنها دوباره جان نمیگیرد. کسانی که بیشترین رنج خاموشی را تحمل کردهاند، دوباره کورهها روشن میکنند.
هر صنعتی هر قدر عظیم و پیچیده در نهایت بر شانههای کارگران ایستاده است که آن را زنده نگه میدارند.
در این هنگام، دولت در رسانهها در ستایش پایداری و مقاومت شعرسرایی میکند، اما دریغ از کمترین قوانین حمایتی برای کارگران. اعلام میکنند که بازسازی در جریان است و تولید ادامه مییابد، اما این ادعا با واقعیت زندگی کارگران در تعارض است. وقتی وعده بازگشت به کار ماهها طول میکشد، عملن گذران معاش با وعده بازسازی ممکن نیست. وقتی هزاران کارگر به راحتی با قراردادهای موقت ـ چه در صنعت فولاد و چه در صنایع پایین دستی آن، و همچنین در دیگر صنایع و مراکز آسیبدیده ـ از کار بیکار میشوند، احتمالن با صفوف طولانی متقاضیان بیمه بیکاری روبهرو خواهیم شد؛ کسانی که ماهها برای دریافت حداقل دریافتی انتظار خواهند کشید. آن حداقل دریافتی نیز با حماقتی (شما بخوان جانبداری تمام عیار دولت از صاحبان سرمایه) مانند حذف ارز ترجیحی، کفاف حتی پنج روز زندگی را هم نخواهد داد. پس از سالها خصوصیسازی و بازستاندن قوانین حمایتی از کارگران، در چنین برهههایی همهچیز عیان میشود.
در همین حال، جنگطلبان فاسدالعقل و پهلوی و دار و دستهاش، با شرارت هرچه تمامتر، درهایی تازه و محیرالعقول از کثافت و تعفن میگشایند. در کنار رقص و هلهلهای که برای کشتار ایرانیان برپا کردهاند، سوگ سربازان آمریکایی را میگیرند و «منتظرالسلطنه» با بلاهت همیشگیاش میگوید: «خداوند حافظ آمریکا باشد»، درحالی که این سو در ایران، تکه تکه از زیرساختهایمان به خرابه تبدیل میشود و ترامپ از عصر حجری کردن ایران دم میزند.
*یاد شاعر مردمی سیاووش کسرایی ماندگار که چنین می گوید :
«نفرین بر این دروغ، دروغ هراسناک…
این ذره ذره گرمی خاموش وار ما
یک روز بیگمان سر میزند به جایی
و خورشید میشود.»
*تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا *
این روزا بچههای صنعت برق شب و روز زحمت میکشن که چراغ خونههامون روشن بمونه، خدا قوت یادتون نره..
اونها تو این یک ماه خیلی به زحمت افتادن.
خونواده و بخصوص فرزندان شون نگرانند که باباشون زیر بار حملات،خدای نکرده آسیب نبینه.
کاری که بچه های برق الان انجام میدن،برای همه خیلی با ارزش و مهمه.
به خاطر آسایش و آرامش ما از جونشون مایه میگذارند.
راستی صرفه جویی یادتون نره، جدی بگیرید؛ اگه برق نباشه زندگی خیلی سخت میشه.
همه مون میتونیم کمکشون کنیم.
ما با بودن اونها خیالمون راحته.
مثل همیشه کنار هم میمونیم و ایران رو روشن نگه میداریم.
به امید روزهای خوش
*روابط عمومی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
*
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، کوشندگان بازنشستگی گیلانی امروز ۹ فروردین ۱۴۰۵ از ساعت ۱۰ و نیم صبح اولین یکشنبه اعتراضی را در مقابل اداره کل تامین اجتماعی در شهر رشت برگزار کردند تا نشان دهند که همچنان در مورد حق و حقوق خود در هیچ شرایطی کوتاه نخواهند آمد. اگر در شهرهای دیگر بازنشستگان به دلایل فضای جنگی و مخاطرات جانی به میدان نمی آیند، این خواهران و برادران به عنوان نماینده همه بازنشستگان ایران نه تنها به افزایش ۶۰ درصدی حقوق ها معترضند بلکه خواهان افزایش قدرت خرید زحمتکشان با رویکردهای اقتصادی مردمی هستند.
با توجه به نرخ تورم اعلامی توسط مرکز آمار در اسفند ماه نرخ تورم به ۷۱/۸ درصد رسیده بود و تورم خوراکی ها هم به ۱۱۲/۷ درصد بود. با این حال فقط حقوق ها ۶۰ درصد افزایش یافت که متعلق به تورم سال گذشته است و تورم امسال به هیچ وجه در نظر گرفته نشده است.
این بی تردید اعتراض کارگران و بازنشستگان را در پی خواهد داشت و اعتراضات هفتگی یکشنبه های اعتراضی را ادامه دار تر خواهد کرد.
*بازنشستگان متحد تهرانی
۹ فروردین ۱۴۰۵*
با تصویب ۶۰ درصدی حداقل حقوق برای کارگران شاغل، انتظار می رفت کانون عالی بازنشستگان تامین اجتماعی به ریاست محمد اسدی و روسای دیگر کانون ها در خصوص افزایش حقوق و سایر مزایای بازنشستگان تامین اجتماعی اطلاع رسانی کنند که متاسفانه سکوت مرگ گرفته و در پستوی خانه خود لم داده اند.
بازنشستگان تامین اجتماعی خواهان روشن شدن وضعیت حقوق، حق عائله مندی، حق مسکن و بیشتر از همه مبلغ همسان سازی برای سال جاری هستند.
با توجه به رها سازی قیمت ها و افزایش ۳۰۰ درصدی اقلام خوراکی، سخت بتوان زندگی حداقل ۲ نفره ای را سامان داد.
ما هر روزه مافیای غارتگر را در قفسههای داروخانهها، فروشگاهها، اجاره خانه، گوشت فروشی ها می بینم که چگونه اندوخته های ما را با گران کردن های هر روزه می ربایند.
برای اعتراض به این ستون پنجم دشمن که جنگ را سالهاست به سفره های ما کشانده باید به یکشنبههای اعتراضی پیوست و صدای حق خواهی خود را به گوش ناشنوای مسوولین رساند.
برای قطع دست این مافیای دزد خانگی که بطور آشکار و نهان برای ربودن ثروت ملی و اندوخته های ما و گرفتن جان مان در تلاش است، متحد شویم و به بازنشستگان کف خیابان پیوسته یکشنبه های اعتراضی را پرشورتر به پیش ببریم.
*اتحاد اتحاد علیه فقر و فساد
بازنشستگان متحد تهرانی
۸ فروردین ۱۴۰۵
هم میهنان ، ملت آزاده ایران ؛
در بامداد 9 اسپند ماه 1404 در یک یورش ضد انسانی از سوی امریکا و اسرائیل کشور عزیزمان مورد تازش همه جانبه ای قرار گرفت که فارغ از هر گونه نگرشی نسبت به حاکمیت مستقر که مواضع جبهه ملی ایران به عنوان دیرپا ترین سازمان آزادی خواهی بدان روشن و شفاف است،باید گفت که ما پیروان پیشوا دکتر محمد مصدق که یکی از ارکان و اصول مبارزاتی او،ایستادگی علیه دست درازی های اجنبی بود نمیتوانیم نسبت به آنچه که بر میهن عزیزمان تحمیل شده بی تفاوت باشیم،بویژه آنکه در ابتدای این جنگ آن هم در میانه ی مذاکرات رسمی برای دومین بار،صدها تن از هم میهنان عزیزمان تا کنون جان باخته اند.
چگونه می توان کشتار بی رحمانه بیش از 160 تن دانش آموز بیگناه را در همان ساعات ابتدای این جنگ به دست امریکا و اسرائیل دید و سکوت کرد؟
چگونه باید تخریب و بمب باران منازل مسکونی، بیمارستان ها، ابنیه های تاریخی و فرهنگی، مدارس و مراکز آموزشی و ورزشی و زیرساخت های انرژی و حیاتی کشور را دید و دم بر نیاورد؟
اینجا ایران است،خانه ی پدری ما ایرانیان که در طی هزاران سال برای مانا بودن آن از جان گذشتند و وجب به وجب این خاک رد خون فرزندان خود را به یادگار گذاشتند .
جبهه ملی ایران به پیروی از آموزه های مصدق بزرگ و رسالت تاریخی خود که همانا مبارزه برای استقلال و آزادی است،ضمن تاکید و نقد بی لکنت نسبت به شیوه حکمرانی حاکمان طی چهار دهه در سرکوب منتقدان و زیر پا گذاشتن اصول و حقوق بنیادین شهروندی و دستگیری و زندانی کردن مخالفان و نقض قانون اساسی و اجازه نهاد سازی ندادن ؛ بامحکومیت شدید این تجاوز و اعلام همدردی با خانواده های جانباختگان این جنگ به ویژه مادران و پدران دانش آموزان دبستان میناب،اعلام می کند که همبستگی ملی و باور به ارزش های میهنی و آزادی تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی و استفاده از توان تمامی ایرانیان میهن دوست ؛ می تواند یگانه راه برون رفت میهن عزیزمان از این شرایط تاریخی باشد.
ما در جبهه ملی ایران باور و ایمان داریم که از گلوله و لوله ی تفنگ هیچ سرباز بیگانه ای برای ما ایرانیان دموکراسی و آزادی به ارمغان نخواهد آمد و یک ایرانی شرافتمند با هیچ توجیهی نمیتواند خواستار حمله بیگانان به کشورش باشد. با امید به این که جوامع بین المللی نسبت به باز داشتن آمریکا و اسراییل در حمله به کشورمان اقدامات لازم را همراه با محکوم نمودن آغاز کنندگان جنگ را در دستور کار خود قرار دهند.
به دولت های شرق و غرب هشدار می دهیم که ادامه این جنگ نابرابر می تواند پیامدهای انسانی جبران ناپذیری را به ملت ایران و برخی از ملل غرب آسیا تحمیل کرده و منطقه را نیز درگیر هرج ومرج, ویرانی وکشتار و فرار سرمایه انسانی و مالی نماید .
پاینده ایران
جبهه ملی ایران
6 فروردین 1405
ما بازنشستگان مطالبه گر «یکشنبه های اعتراضی» که سالهاست در کف خیابان به دست اندازی های مافیای خانگی به ثروت ملی معترضیم، از بیانیه «جبهه ملی ایران» حمایت کرده اتحاد را رمز پیروزی بر دشمن خارجی و آیادی داخلیش می دانیم.
*بازنشستگان متحد تهرانی
بازنشستگان مطالبه گر کف خیابان گیلان
بازنشستگان مستقل قزوین
بازنشستگان مستقل رامهرمز
۷ فروردین ۱۴۰۵*
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، در سال جدید هم گرانی ها به ویژه در بخش لبنیات و داروها همچنان افزایشی است. یک برگ داروی «کلیدینیوم C» که در سال گذشته ۱۰ هزار تومان بود به ۳۷ هزار تومان رسیده است. یک قالب پنیر که در مهرماه سال گذشته ۴۴ هزار تومان بود به ۱۴۴ هزار تومان افزایش یافته است.
تورم ۳۰۰ درصدی سال گذشته که همچنان در سال جاری هم سیر صعودی دارد، با افزایش ۶۰ درصدی حقوق ها جبران ناپذیر است. این در حالیست که همه مسوولین افزایش قیمت ها را به دلار ربط می دادند و با شناور کردن قیمت ها، نه تنها اتفاق خاصی نیفتاد بلکه غلط بودن این شیوه را برای صدمین بار ثابت کرد.
در بازار دلار فروشان میدان فردوسی دلار به قیمت ۱۴۴ هزار تومان خرید و فروش می شود و حداقل نسبت به ۳ هفته گذشته ۲۰ هزار تومان کاهش قیمت داشته اما گران شدن کالاها همچنان ادامه دارد. هرچند دولت تلاش کرد با یک صحنه سازی و با دادن یک میلیون تومان کالا برگ به مردم موضوع گرانی ها را لوث کند اما واقعیت این است که دولت ناتوان از مهار گرانی هاست. بازدید های نمایشی مسوولین و اعلام اینکه کالاها به وفور در بازار یافت می شود اما از نبود قدرت خرید مردم برای تهیه مایحتاج خود، حرفی نمی زنند.
فضای جنگی نباید آن چنان بر امور کشور مسلط شود که معیشت و دزدی آشکار از جیب ۹۰ درصد مردم به فراموشی سپرده شود. ما در ۸ سال جنگ نه این میزان درآمد نفتی داشتیم و نه این مقدار گرانی چون سیاست های اقتصادی مردم محور بود نه سود محور.
امنیت نه در گرو موشک ها بلکه در گرو ناراضی نشدن مردم نهفته است و بهبود ساختار اقتصادی با سمتگیری رفاه مردم قابلیت اجرایی عمیق و ماندگار دارد. مردمی که در زیر بمباران از خارک گرفته تا ذوب آهن و در همه شرایط بحرانی جورکش مشکلات جامعه از تولید تا دفاع از میهن هستند نباید این چنین گرفتار گرانی شوند.
خاصیت سیستم نئولیبرال حاکم بر کشورها، سود است که در جنگ بهتر می توانند جیب مردم را خالی کنند.
تاخت و تاز مافیای حاکم بر اقتصاد و سیاست که از هر اتفاق، سودهای افسانهای به جیب می زند برایش فرقی نمی کند حاکمیت کنونی در کشور حاکم باشد یا صهیونیست ها و یا آمریکاییها، آنان سود حداکثری خود را می خواهند.
طبق گفته رسانهها درآمدهای نفتی ایران هم اکنون افزایشی بیشتر از جنگ داشته و دلار هم ارزان شده اما این ثروت هرگز بدست مردم نخواهد رسید.
*همبستگی علیه دشمن خارجی و غارتگران داخلی و خواهان سمتگیری اقتصادی و سیاسی مردم محور، تنها راه نجات میهن و رفاه و آبادانی کشور خواهد بود.
تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، مطلع شدیم افزایش ۶۰ درصدی حداقل حقوق کارگران فقط برای ششماهه نخست سال منظور شده و در ششماهه دوم هم جلسه ای برای بررسی و افزایش مجدد برگزار میشود.
در مورد حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی طبق مذاکراتی که کنشگران کرمانشاهی در روز ۲۷ اسفند با آقای اسدی ریاست کانون عالی بازنشستگان تامین اجتماعی انجام شد اعلام گردید که:« حقوق بازنشستگان حداقل بگیر ۶۰ درصد و سایر سطوح ۴۵ درصد به اضافه یک میلیون و ۵۸۰ هزار تومان افزایش خواهد یافت»
البته در مورد افزایش مبلغ مزایای بازنشستگان در روز ۵ فروردین با سازمان تامین اجتماعی جلسه ای خواهند داشت.
*بازنشستگان متحد تهرانی
از سال ۲۰۰۰ به بعد دنیا چهره تهاجمی سرمایه داری جهانی را تجربه کرد. حمله به عراق، افغانستان، لیبی نشان داد سرمایه داری چگونه قوانین بین المللی را در نبود یک رقیب قوی، زیر پا میگذارد.
از همین سال نه تنها آمریکا بلکه اروپا و ناتو هم در افکار عمومی و بحران های بوجود آمده از سوی سیستم سرمایه داری، آهسته آهسته مشروعیت خود را در افکار عمومی جهانیان از دست دادند. با ظهور اقتصاد چین در معادلات جهانی و بوجود آمدن گروه بندی های اقتصادی در جهان همچون بریکس و به صحنه آمدن کشورهایی چون هند، برزیل، آفریقای جنوبی هم در اقتصاد و هم در سیاست، چند قطبی در جهان شکل گرفت.
با دخالتهای آشکار ناتو در اروپای شرقی و نادیده گرفتن توافقات با روسیه و پر و بال دادن به فاشیسم در اوکراین ، موضوع میهن پرستی و دفاع از میهن ، معادلات سیاسی را شکل دیگری داد.
در همین راستا الویت انکار ناپذیر در ایران امروز ازادی، حق حاکمیت ملی، عدالت اجتماعی ، حفظ منافع زحمتکشان همچنان در دستور کار کنشگران سیاسی و سندیکایی است.
با تجاوز نظامی اسراییل و آمریکا به ایران طی دو مرحله ، گفتمان غالب در ایران امروز «میهن پرستی» است. بی تردید بعد پایان جنگ در خلیج فارس معادلات ژئوپلیتیک ، سیاسی، نظامی در جهان تغییری انکار ناپذیر خواهد یافت.
آری امروز تمامی دنیا به امید زندگی بهتر و انسانی روزگار می گذرانند و نقش کنشگران سیاسی و اجتماعی در این برهه از تاریخ می تواند تعیین کننده جهت مثبتی در جهان باشد.
یا سرزمین مادری یا مرگ
*نوروزتان پیروز
محمد اصلانی
مازیار گیلانی نژاد